ز تو حكم ، كشورستانى « 1 » ز ما * به دشمن نبردآزمايى ز ما
پس از مشورت شاه جماقتدار * فرستاد جمعى پى كارزار
دميدند « 2 » شيران هنگامگير * دم اندر دم اژدهاى نفير
تفكها به دست « 3 » از هواى ستيز * شد از هر طرف آتش فتنه تيز
3150 خبردار شد خصم گردون شكوه * كه آمد قيامت به الوندكوه
بجنبيد از جا چو شير و پلنگ * چو شير و پلنگش تمنّاى جنگ
دو لشكر [ روان ] « 4 » گشت از هر كران * بجنبيد از جا دو كوه گران
يلان بر كمر هر طرف تيغ تيز * به تيغ و كمر كوهها در ستيز
سر نيزهها بر فلك كرد « 5 » راه * شده آفت چشم خورشيد و ماه
3155 چمنها علمهاى « 6 » كين سربهسر * گل و سوسنش تيغ و تيز [ و ] سپر « 7 »
ز گرد « 8 » سپه سروران زمان * زمين سربهسر رفت بر آسمان
دو پيكان رسيده به « 9 » هم از دو سوى * دو پردل شده از دو سو روبهروى
[ ز پيكان گره بسته « 10 » در « 11 » سينهها * سر از سينهها برزده كينهها ] « 12 »
ز غرّيدن كوس روئين اساس * شده آسمان و زمين پر « 13 » هراس
3160 علمهاى و الا همه دلپسند * بلا « 14 » همچو خوبان بالابلند
مه سر « 15 » علم بر فلك كينهخواه * به ناخن خراشيده رخسار ماه
تفكها كز آتش شرربار بود * چمنهاى كين را گل نار بود « 16 »
ز نوك سنانهاى زهر آبدار * نشاندند خار و گل آمد به بار « 17 »
سنان گشته سوزن ز پيكان تير * شكاف بدن ز آن « 18 » عمارتپذير « 19 »
3165 زره گشته موج بلا سربهسر * يلان در لباس فنا جلوهگر
هامش
( 1 ) . ب ، م ، د و چ : گشايى .
( 2 ) . ب : رسيدند ؛ چ : دويدند .
( 3 ) . ب : پر است .
( 4 ) . ت : كران ( ؟ ) متن براساس ب نوشته شد .
( 5 ) . ب ، د و چ : كرده .
( 6 ) . ب ، د و چ : علمها چمنهاى .
( 7 ) . ب : تبر .
( 8 ) . چ : گرز .
( 9 ) . چ : چو پيكان رسيدند ( به ) .
( 10 ) . م ، د و چ : كينه .
( 11 ) . م : از .
( 12 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد .
( 13 ) . چ : در .
( 14 ) . ب و م : به بالا .
( 15 ) . چ : سراسر .
( 16 ) . د : از اين بيت تا بيت 3170 پس از بيت 3148 آمده است .
( 17 ) . ب : ندارد .
( 18 ) . ب : را .
( 19 ) . چ : شكاف عمارت بدان را پريز ( ! ) ؛ د : اين بيت با بيت پيشين ، پس و پيش است .