تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
چو در روز ميدان گشايم كمان * خدنگم بود آيتى « 1 » ز آسمان 3125 كه در شأن بدخواه من نازل است * دل دشمنش چون هدف منزل است چو جولان دهم رخش آهو شكار * چو سازم علم تيغ زهر آبدار شود برق آتش عنان در حجاب * نمايد ز كوه بلند آفتاب هوا را دهم برق ديگر ز ميغ * زنم همچو خور تيغ بر فرق ميغ از آن گرم‌رو آتش ديوزاد * زمين را دهم كوه ديگر ز باد « 2 » 3130 رساندند نوّاب درگاه شاه * به عرض شهنشاه عالم‌پناه كه لايق نباشد ز ببر بيان « 3 » * كه در كين خرگوش بندد ميان نه درخور بود آن « 4 » بلند آفتاب * كه در پى بود « 5 » ذّره را بىحجاب مناسب نباشد ز شير غرين * كه آيد به ميدانِ آهوى چين « 6 » نرفت از قضا صعوه را شاه‌باز * ز گنجشك ، شاهين نشد طعمه‌ساز ] 3135 به دنبال تيهو نپرّد « 7 » عقاب * هما فارغ است از شكار غراب پسنديده نبود به نزديك جمع * به آهنگ پروانه رفتن به « 8 » شمع به شمعى توان عالمى سوختن * چه حاجت چنين مشعل افروختن به نشتر توان ريش تن را علاج * نباشد به شمشير و تير « 9 » احتياج توان كشت شمعى به يك قطره آب * چه حاجت به طوفان و « 10 » سيل سحاب 3140 توان كرد اگر دفع دشمن به مشت * مكن رنجه كف را به « 11 » گرز « 12 » درشت چه انديشه از دشمنان شاه را * چه باك از خروش سگان ماه را پس از رخصت « 13 » شاه عالم‌مدار * برآريم از جان دشمن « 14 » دمار شود كوه اگر دشمنت در مصاف * به تيغ از سر كين كنيمش شكاف [ كمند ار به كين آورد بيژنش « 15 » * ستانيم و بنديم از آن گردنش ] « 16 » 3145 از آنجا كه درياى فيضت عطاست * قناعت به يك قطره كردن خطاست
هامش
( 1 ) . چ : رايتى . ( 2 ) . م ، د و چ : اين بيت با بيت پيشين ، پس و پيش است . ( 3 ) . د : شير ژيان . ( 4 ) . م ، د و چ : از . ( 5 ) . م ، د و چ : رود . ( 6 ) . چ : ندارد . ( 7 ) . چ : نگردد . ( 8 ) . ب ، م ، د و چ : ز . ( 9 ) . ب و چ : ( و ) تيز . ( 10 ) . م : ( و ) . ( 11 ) . د و چ : ز . ( 12 ) . ب : مشت . ( 13 ) . ب و د : رخصت از . ( 14 ) . ب : خصمت ؛ م ، د و چ : خصمش . ( 15 ) . م : بر تنش . ( 16 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 295 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى