تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
سرش را به تيغ اندر آن ترك‌تاز * چو نرگس تهى سازم از مغز آز مده مار را تا توانى امان * مبادا شود اژدهايى دمان 3105 به آسانيت « 1 » ماهى آيد به چنگ * به چنگت درآرد « 2 » چو گردد نهنگ بدانديش را خرد « 3 » نتوان شمرد * كشند مار را « 4 » چه بزرگ و چه خرد من آن آفتابم كه از تيغ بيم * توانم زدن توأمان « 5 » را دو نيم به آهنگ كين گر جم پاك « 6 » راى * كند خود زر جام گيتىنماى كنم كاسهء فرق آن كينه‌كوش * تهى همچو جام وى از مغز و هوش « 7 » 3110 پى فخر ، بهرام چوبين اگر * نگردد ز پابوس من بهره‌ور نهم از غضب در ره كينه پاى * چو نعلين فرقش كنم فرش‌ساى [ گر افراسياب سپهر احتشام * به من سر فرو ناورد صبح و شام « 8 » ز گرز گرانش شوم چاره‌ساز * سرش را به پيش افكنم از نياز كشم ميل در چشم اسفنديار * ز نوك سنانش گه كارزار 3115 ستانم ز اسكندر آيينه باز * سپهرهاى كين را كنم قيد « 9 » ساز « 10 » چو چين در جبين آورم « 11 » روز كين * به هم برزنم چين و خاقان چين كنم فرق جمشيد را خاك در * كه سازم سفال سگش خود زر نهال سنانم چو كار آورد * ز و الا گل فتح بار آورد صفير نفيرم ز نزديك و دور * به گوش مخالف بود نفخ صور 3120 ز فرمان من سر كشد آفتاب * كه آورد « 12 » چرخش به گردن طناب نهد كرسيم بر سر عرش پاى * كه در زير پايم شود [ فرش ] « 13 » ساى عدد را كه « 14 » شمشير من بر سر است * ستاده به سردارى كشور « 15 » است بود تيغ من آفتاب ظفر * دَمش را چو صبح سعادت اثر
هامش
( 1 ) . ب و م : آسانى ار . ( 2 ) . چ : كى آيد . ( 3 ) . ب : خوار . ( 4 ) . ب ، م ، د و چ : كشد مار بد . ( 5 ) . ب : مرد . ( 6 ) . چ : نيك . ( 7 ) . م : مى از مى فروش . ( 8 ) . ت : از اين بيت تا بيت 3134 نيست ، متن براساس ب نوشته شد . ( 9 ) . م ، د و چ : قبّه . ( 10 ) . چ : باز . ( 11 ) . م : افكنم . ( 12 ) . د : آورده . ( 13 ) . ب : عرش ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 14 ) . م : چو . ( 15 ) . م ، د و چ : لشكر .