تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
ز مو هركه بر فرق « 1 » پيرايه داشت * ز ديوان چو ديوانگان سايه داشت « 2 » يكى را ز خار سنان رنجه پشت * شده خارپشت از سنان درشت گره بر جبين ديگرى چون سپر * به زير سپر [ چون كشف « 3 » ] برده سر گرازان زخمى سراسيمه‌وار * زده خويش را بر يمين و يسار 3070 يكى خورده پيكان چو عُنّاب تر * كه گرديده گلگون به خون جگر شكست آن دگر يك كمان بى « 4 » درنگ * بدان‌سان كه سگ شاخ نخجير و رنگ يكى كنده انگشت را « 5 » از گزند * گزيده چو نيشكّرش « 6 » بندبند به مشت آن يك افشرده گرز درشت * برون رفته همچو خميرش ز مشت « 7 » به دندان گرازان پى وهم و بيم * زدى چون خيار « 8 » آدمى را دو نيم 3075 سپاهان به خاك مذلّت اسير * زره بر بدن ، چشمه‌سارى ز قير « 9 » به خون سرخ شد چهرهء زشتشان * دگرباره آتش شد انگشتان سپاهان پر فتنه چون زلف يار * پريشان شدند از يمين و يسار رميدند ديوان « 10 » ز جان نااميد * چو زاغان ز پرواز باز سفيد گريزان شده زنگى خانه‌سوز * بدان‌سان كه خيل شب از تُرك روز 3080 ز برق « 11 » تفك گرم [ و ] سركش همه * گريزند « 12 » چون دود « 13 » آتش همه سپاهان برابر به خاك سياه * چو سايه شده پايمال سپاه سراسيمه روز و برگشته‌بخت * ز هنگامهء جنگ بردند رخت اگر هست گرگ « 14 » بيابان دلير * كجا آورد تاب بازوى شير همه روى صحرا پر از كشته گشت * وز آن كشته‌ها پشته گرديد دشت 3085 جهان گشته درياى خون ز انقلاب * نهنگ فلك همچو كشتى در آب بيا ساقى آن آب آتش‌فروز * كه هم دل‌فروز است و هم خانه‌سوز
هامش
( 1 ) . ب ، م ، د و چ : فرق هركس كه . ( 2 ) . چ : از اين بيت تا بيت 3068 نيست . ( 3 ) . ت : گشته چون ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 4 ) . چ : ( بى ) . ( 5 ) . چ : مرد . ( 6 ) . چ : ( ش ) از . ( 7 ) . ب : ندارد . ( 8 ) . چ : چنار ( ؟ ) . ( 9 ) . ب : ندارد . ( 10 ) . چ : شيران . ( 11 ) . چ : برگ ( ! ) . ( 12 ) . ب ، م و د : گريزنده . ( 13 ) . ب ، م و چ : دود از . ( 14 ) . چ : گرگان ( ! ) .