تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
شد از بانگ ناى قيامت نهاد * سرافيل را صور محشر زِ ياد زمين را در آن وادى پرشرر * ز نعل فَرَس داغ‌ها بر جگر زمين گرم و اسبان مشوّش همه * وز آن نعل ايشان در « 1 » آتش همه 3050 ز هر سو هزبران هنگامه‌گير * گشادند بازو به شمشير و تير ز پيكان ، مشبّك سپهر دورنگ * وز آن قدسيان در تماشاى جنگ پى آب ، لب‌تشنگان در ستيز * به جان آرزومند شمشير تيز « 2 » زره‌ها كه آب از تف و تاب بود * پى تشنگان چشمهء آب بود به دست دليران همين تيغ و بس * نمانده به آب دگر [ دسترس « 3 » ] 3055 سنان‌هاى كين گرم و سركش همه * به چشم زره « 4 » ميل آتش همه هوا گرم [ و ] از نعل اسبان زمين * چو صحن چمن پرگل آتشين به سر تيغ [ رخشان ز گرماى « 5 » ] دشت * همى « 6 » گشت آب و ز سر مىگذشت سپاه مظفّر به صد فرّ و هنگ * به صولت « 7 » پلنگ « 8 » و به شوكت نهنگ « 9 » چو تيغ [ و ] سنان سربه‌سر تند و تيز * به يكباره كردند عزم گريز 3060 ز برق تفك آتش افروختند * خس‌وخار آن دشت را سوختند ز گردى كه هر سو نمودار گشت * از آن روز روشن « 10 » شب تار گشت به گرز [ و ] كمند آن يكى برده « 11 » دست * بسى دست [ و ] سر بسته « 12 » درهم شكست گرفت آن « 13 » دگر را كمربند زر * فكندش چو كوه گران از كمر سياهان « 14 » ستاده به جا سايه‌دار * فشردند پاى شكوه استوار 3065 همه موى سر ، بسته بر يكدگر * درآورده شيران به زنجير ، سر
هامش
( 1 ) . م : ( در ) . ( 2 ) . چ : اين بيت و بيت پيشين نيست . ( 3 ) . ت : در سرش ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 4 ) . م : چشم و مژه ؛ چ : چشم و زره . ( 5 ) . ت : گرماى رخشان ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 6 ) . چ : نمى ( ! ) . ( 7 ) . چ : صوت ( ! ) . ( 8 و 9 ) . چ : نهنگ . . . پلنگ . ( 10 ) . ب : روزش . ( 11 ) . ب و د : ( ه ) . ( 12 ) . ب ، م و د : ( ه ) . ( 13 ) . ب ، م ، و د : ( ه ) . ( 14 ) . د و چ : سپاهان .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 291 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى