تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
برآمد بر اورنگ ، جمشيدوار * نشست از سر « 1 » حشمت و اقتدار سلاطين و خاقان « 2 » گيتىگشاى * همه تهنيت‌گو ستاده به جاى « 3 » 2855 به عزّت سلاطين گردن‌فراز * ستادند در « 4 » پيشگاه نياز خرامان به خدمت بتان زمين * چو سرو سهى از نسيم چمن « 5 » برآراست لب شاه فرخنده‌راى * كه اى سرفرازان « 6 » گيتى « 7 » [ گشاى ] « 8 » از آنجا كه فتح و ظفر يار ماست * هماى سعادت هوادار ماست گرفتيم « 9 » عالم به نيروى بخت * سپردند شاهان به ما تاج و تخت 2860 به هرجا كه رايت برافراختم « 10 » * [ علم‌هاى دشمن نگون ساختيم « 11 » ] « 12 » [ به هر سو چراغى كه افروختم « 13 » ] « 14 » * چو پروانه بدخواه را سوختم « 15 » چو بستيم بر ناقه زرّينه زنگ * ستانديم روم و گرفتيم زنگ چو كرديم ماه علم را بلند * كشيديم « 16 » خورشيد را در كمند كشيديم لشكر به طبل و علم * به آهنگ ملك عراق « 17 » عجم 2865 گرفتم جهان را چه بالا چه پست * شد القصّه گيتى مرا زيردست دلم مىكشد سوى گلزار رى « 18 » * كه چينم گل فتح از خار وى « 19 » درآرم سپاهى به فرّ و شكوه * كشم « 20 » كوه ديگر به فيروزكوه
هامش
( 1 ) . د : ( سر ) . ( 2 ) . م ، د و چ : خانان ؛ ب : به عزّت سلاطين . ( 3 ) . ب و د : پاى . ( 4 ) . د : ( در ) . ( 5 ) . ب : اين بيت و بيت پيشين نيست . ( 6 ) . م : شيرمردان . ( 7 ) . چ : كشور . ( 8 ) . ت : نماى ( ! ) ، متن براساس ب نوشته شد . ( 9 ) . ب : گرفتند . ( 10 و 11 ) . م ، د و چ : برافراختيم . . . ساختيم . ( 12 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد . ( 13 ) . م ، د و چ : افروختيم . ( 14 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد . ( 15 ) . م ، د و چ : سوختيم . ( 16 ) . د : ( يم ) . ( 17 ) . چ : عراق و . ( 18 ) . چ : وى . ( 19 ) . ب : رى . ( 20 ) . چ : كنم .