برآمد بر اورنگ ، جمشيدوار * نشست از سر « 1 » حشمت و اقتدار
سلاطين و خاقان « 2 » گيتىگشاى * همه تهنيتگو ستاده به جاى « 3 »
2855 به عزّت سلاطين گردنفراز * ستادند در « 4 » پيشگاه نياز
خرامان به خدمت بتان زمين * چو سرو سهى از نسيم چمن « 5 »
برآراست لب شاه فرخندهراى * كه اى سرفرازان « 6 » گيتى « 7 » [ گشاى ] « 8 »
از آنجا كه فتح و ظفر يار ماست * هماى سعادت هوادار ماست
گرفتيم « 9 » عالم به نيروى بخت * سپردند شاهان به ما تاج و تخت
2860 به هرجا كه رايت برافراختم « 10 » * [ علمهاى دشمن نگون ساختيم « 11 » ] « 12 »
[ به هر سو چراغى كه افروختم « 13 » ] « 14 » * چو پروانه بدخواه را سوختم « 15 »
چو بستيم بر ناقه زرّينه زنگ * ستانديم روم و گرفتيم زنگ
چو كرديم ماه علم را بلند * كشيديم « 16 » خورشيد را در كمند
كشيديم لشكر به طبل و علم * به آهنگ ملك عراق « 17 » عجم
2865 گرفتم جهان را چه بالا چه پست * شد القصّه گيتى مرا زيردست
دلم مىكشد سوى گلزار رى « 18 » * كه چينم گل فتح از خار وى « 19 »
درآرم سپاهى به فرّ و شكوه * كشم « 20 » كوه ديگر به فيروزكوه
هامش
( 1 ) . د : ( سر ) .
( 2 ) . م ، د و چ : خانان ؛ ب : به عزّت سلاطين .
( 3 ) . ب و د : پاى .
( 4 ) . د : ( در ) .
( 5 ) . ب : اين بيت و بيت پيشين نيست .
( 6 ) . م : شيرمردان .
( 7 ) . چ : كشور .
( 8 ) . ت : نماى ( ! ) ، متن براساس ب نوشته شد .
( 9 ) . ب : گرفتند .
( 10 و 11 ) . م ، د و چ : برافراختيم . . . ساختيم .
( 12 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد .
( 13 ) . م ، د و چ : افروختيم .
( 14 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد .
( 15 ) . م ، د و چ : سوختيم .
( 16 ) . د : ( يم ) .
( 17 ) . چ : عراق و .
( 18 ) . چ : وى .
( 19 ) . ب : رى .
( 20 ) . چ : كنم .