تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
چو سدّ سكندر پناه سپاه * چه سدّى كه يأجوج را شد پناه ز رفعت بر آن قلعهء پرستيز * بود برج خاك « 1 » فلك خاك‌ريز « 2 » ببستند درها به آهنگ كين * در فتنه بست آسمان بر زمين پر از سنگ شد « 3 » برج‌ها در زمان * زمين را كشيدند بر آسمان 2800 گران شد ترازوى گردون « 4 » سپهر * پر از سنگ شده پلّهء ماه و مهر كله‌خود گردن‌كشان عرش‌ساى * چو خورشيد بر آسمان كرد جاى فروزان شده قبّه‌هاى سپهر * مه « 5 » از برج خاكى برآورده سر [ چو افلاك برجش شرفناك بود * سپرها تداوير « 6 » افلاك بود « 7 » ] نمود آفتاب علم پرشكوه * چو خورشيد تابان ز بالاى كوه 2805 شب تيره كاين قاتل خشمگين * گذشت از سر مهر و زد راه كين « 8 » فرود آمد آن لشكر كينه‌خواه * زمين آسمان شد ز بس بارگاه ز شمع و چراغ « 9 » يمين و يسار * شده مشعلى برج‌هاى حصار پى پاس خصم از نشيب و فراز « 10 » * زمين را چو گردون بسى ديده باز « 11 » دم صبح كاين آفتاب بلند * گرفت آسمان را به تيغ و كمند 2810 به حكم جهان‌گير گردون سرير * اجل را صلا زد صفير « 12 » نفير دم ناى كز صور مىداد ياد * فلك را ز جا برد « 13 » چون گردباد دو لشكر به آهنگ كين خاستند * سر و تن ز آهن برآراستند « 14 » بر اطراف آن قلعه با صد شكوه * كشيدند صف همچو البرز « 15 » كوه ز خود و زره سركشان يكسره * حصارى ز آهن پر از كنگره 2815 به نظّاره از روزن ماه و مهر * برون كرده سر قدسيان از سپهر « 16 »
هامش
( 1 ) . م : پارهء نه . ( 2 ) . م : پس از اين بيت افزوده است :يكى سنگ از آن قلعهء پرشكوه * درافتاده و گشته الوندكوه( 3 ) . چ : پر از نيك و بد . ( 4 ) . م ، د و چ : گردان . ( 5 ) . م : خور . ( 6 ) . م : محاوير ( ! جمع محور ، محاور است ) . ( 7 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد . ( 8 ) . چ : بر زمين . ( 9 ) . چ : چراغ و . ( 10 ) . چ : يمين و يسار . ( 11 ) . چ : بار . ( 12 ) . چ : صفير و . ( 13 ) . د و چ : برده . ( 14 ) . م : بياراستند . ( 15 ) . م : چو الوند . ( 16 ) . چ : ندارد .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 278 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى