تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
همه مهره‌هاى تفك كينه‌خواه * چو سيّاره بر آسمان كرده راه ز سنگى كه آمد فرو « 1 » در مصاف * نمودار شد بر زمين كوه قاف به آهنگ كين كرده چرخ بلند * ز مه حلقه وز « 2 » مهر تابان « 3 » كمند فلك سوى ميدان كين تاخته * فلاخن ز قوس قزح ساخته 2820 رسيد از دو سو « 4 » سنگ و پيكان تيز * وز آن آسمان و زمين در ستيز ز پيكان و سنگ آتش افروخته « 5 » * وز آن طوبى و سدره را سوخته « 6 » تفك همچو سنگين‌دلان زمان * زده رخنه در كار امن و امان ز ناوك شده مار تير آشكار * بدان‌سان كه از پوستش تير مار ز سوفار تير « 7 » اندر آن انجمن * شده رخنه‌ها در حصار بدن « 8 » 2825 ز خون يلان برج‌هاى حصار * شده لاله‌گون همچو گل‌هاى نار به آهنگ خندق همه فتنه‌جوى * نهنگان به دريا نهادند روى « 9 » رسيدند بر خاك‌ريز از شكوه * پلنگان دوان از « 10 » كمرهاى كوه ز گرز گران‌سنگ « 11 » مردان كار * شد از كنگره‌اش رخنه‌هاى « 12 » حصار يكى پنجه از كنگره‌اش رنجه كرد * به آن روىتن ، پنجه بر پنجه « 13 » كرد 2830 ز نيزه يكى خست « 14 » ديوار جنگ * برون آمد افعى ز « 15 » سوراخ تنگ « 16 » [ دگر يك درو كار فرهاد كرد * ز انگشت ، متّين « 17 » فولاد كرد ] « 18 » يكى رفته بالا به زور كمند * چو خورشيد بر آسمان بلند كمند فلك‌ساى گردون عروج * شده منطقه بهر ذات البروج « 19 » دليران به شمشير [ و ] سنگ ستيز * زدى بر محك جوهر تيغ تيز
هامش
( 1 ) . د : فرود ( ! ) . ( 2 ) . ب : در . ( 3 ) . م : حلقه تابان و ز مهر ( ! ) . ( 4 ) . م : هوا . ( 5 و 6 ) . ب ، م و چ : افروختند . . . سوختند . ( 7 ) . چ : سوفارها ( تير ) . ( 8 ) . م : ندارد . ( 9 ) . چ : لت‌ها پس و پيش است . ( 10 ) . ب ، م ، د و چ : بر . ( 11 ) . چ : گرانى كه . ( 12 ) . ب ، م ، د و چ : رخنه‌ها در . ( 13 ) . د : در رنجه . ( 14 ) . چ : خسته . ( 15 ) . چ : برون رفته افعى به . ( 16 ) . م : سنگ . ( 17 ) . چ : شكافى ز انگشت . ( 18 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد . ( 19 ) . ب : ندارد .