تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
2775 چو آگاه شد خصم گردن‌فراز * كه آمد سوى آشيان شاه‌باز از آن قصّه افتاد در پيچ و تاب * گريزان شد آن سايه از « 1 » آفتاب بود گرگ درّنده گر پنجه‌ور * زبون سازدش پنجهء شير نر گر از كبك و تيهو برد باشه تاب * كجا آورد تابِ چنگ عقاب سوى قلعهء يزد آورد روى * سپاهى به او پردل كينه‌جوى 2780 چو دانست سلطان صاحبقران * كه شد دشمن « 2 » از راه كين بر كران به خيل و سپاه آن جهانِ شكوه * بجنبيد و در جنبش آورد كوه « 3 » ز گردى كه بر آسمان كرد جاى * گران شد سپهر و درآمد ز پاى زمين گشته گردون « 4 » ز نعل سوار * شده گوش ماهى پر از گوشوار بيابان‌نوردان سنگين گروه * رسيدند از گرد ره كوه‌كوه « 5 » 2785 رسيدند خيل ظفر انتساب * بر اطراف آن قلعه با صد شتاب مگر قلعه ، بل « 6 » آسمان بلند * مه و مهر را كوته از وى كمند سر كنگرش بر فلك كرده راه * شده ارّه بر « 7 » فرق خورشيد [ و ] ماه تك « 8 » خندقش بحر طوفان « 9 » موج * حصارى چو كشتى ز موجش بر اوج نيفتد ز بس رفعت پايه‌اش * پس از قرن‌ها بر فلك سايه‌اش 2790 فَصيل و [ سر ] باره‌اش بىگزاف * سپهرى است در دامنش كو قاف « 10 » درش بسته ، مانند باب فرح * كمنديش گشته قوس‌قزح زحل تا شود بر درش پاسبان * كند طوبى « 11 » سدره را نردبان درش از رواق فلك بهره‌مند * بر او « 12 » حلقه ماه « 13 » سپهر بلند فَصيل و تك « 14 » خندقش در زمين * رسيد از دو جانب به چرخ برين 2795 كواكب ز سوى زمين بىحجاب « 15 » * نمايند « 16 » چون چشم ماهى در آب
هامش
( 1 ) . د : ز آن ؛ چ : و . ( 2 ) . ب ، م ، د و چ : دشمن شد . ( 3 ) . م : لت‌هاى اين بيت پس و پيش است . ( 4 ) . ب : پشته گردد ؛ د : كشته گردد . ( 5 ) . ب : اين بيت با بيت پيشين ، پس و پيش است . ( 6 ) . ب و چ : بر . ( 7 ) . ب ، م ، د و چ : ( بر ) . ( 8 ) . م : ته . ( 9 ) . چ : طوفان و . ( 10 ) . ب : از اين بيت تا بيت 2836 نيست ؛ چ : ترتيب ابيات پس از اين بيت چنين است : 2794 ، 2795 ، 2797 ، 2796 ، 2791 ، 2792 و 2793 . ( 11 ) . د : طوبى و . ( 12 ) . م : به دو ؛ د : بود . ( 13 ) . د و چ : مار . ( 14 ) . م : ته . ( 15 ) . چ : بىحساب . ( 16 ) . د و چ : نماينده .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 277 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى