تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
چو تركش در آن عرصه ترك‌تاز * ز پوشش جدا هر طرف طبل باز « 1 » درافتاده شيران چابك‌عنان * يكى از خدنگ و « 2 » دگر از سنان گريبان و گردن گرفتند و پست * گريبان دريدند و گردن شكست « 3 » 2625 يكى را دل از زخم پيكان فگار * به خون غرقه چون غنچه از نوك خار فكنده گره « 4 » ديگرى تيز كام * رميده چو مرغان وحشى ز دام يكى را گسسته كمربند زر * فتاده چو كوه گران از كمر « 5 » اتاقه به سر ، ديگرى تند و تيز * برآورده پر از « 6 » هواى گريز به صد حيله برگشته حال * برون رفت از « 7 » آن عرصه‌گاه « 8 » ملال 2630 جز اين نيست آيين چرخ بلند * كه زهرى « 9 » دهد بعد جلّاب قند ندارد فلك رسم آيين و داد * سر كينه دارد به هر نامراد بيا ساقيا « 10 » جام آيينه‌دار * كز « 11 » اسكندر جم بود يادگار بده و ز غم و دردم « 12 » آزاد كن * خراباتيان را به مى « 13 » شاد كن نشان جم از جام « 14 » ساغر مپرس * در آيينه بين و ز سكندر مپرس 2635 كسى را كه جامى چنين همدم است * جم وقت و اسكندر عالم است

به عقد خويش درآوردن سليمان زمان بلقيس عصمت‌نشان [ را ] « 15 »

نگارنده نقّاش مانىفريب * عروس سخن را چنين داد زيب كه شاه جهانگير عالم‌پناه * چو آمد به تبريز از رزمگاه
هامش
( 1 ) . ب : اين بيت با بيت پيشين ، پس و پيش آمده است . ( 2 ) . ب ، م ، د و چ : آن . ( 3 ) . ب : پس از اين بيت افزوده است :فتادند يعقوبيان بىدريغ * ز هر سو به يكباره در زير تيغ يلان خسته و كُشته و دستگير * گرفتار تاراج و قتل اسير( 4 ) . م و د : زره . ( 5 ) . ب ، د و چ : اين بيت با بيت پيشين ، پس و پيش آمده است . ( 6 ) . م : در . ( 7 ) . م : ز . ( 8 ) . چ : پر . ( 9 ) . ب ، م ، د و چ : زهرت . ( 10 ) . ب ، م ، د و چ : ساقى آن . ( 11 ) . چ : ( ز ) . ( 12 ) . ب : غم دردم ؛ م ، د و چ : غم دورم . ( 13 ) . چ : همى . ( 14 ) . ب : خم از جام و ؛ م و چ : جام و . ( 15 ) . م : ندارد ؛ ب : به عقد درآوردن سليمان مآب بلقيس دوران را مدّت ظلالها ؛ د : به عقد درآوردن سليمان زمان بلقيس دوران و مريم زمان را ابّدت ايّام [ ها ] چ : به عقد درآوردن سليمان زمان و بلقيس دوران را ابّدت ظلال عصمت‌نشان ( ! ) .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 269 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى