تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
ز سوى دگر خصم گردن‌فراز * برون راند لشكر به آيين و [ ساز ] « 1 » ز رستم‌نژادان بهمن نهيب * يمين و يسار سپه داد زيب برآراست هر سو به آهنگ جنگ * هزاران صف از اژدها و پلنگ « 2 » به سر خود آهن همه كينه‌كوش * دو درياى آهن درآمد به جوش « 3 » 2565 دم ناى شد ز آسمان بهره‌مند * اجل را صلا زد به بانگ بلند كمان‌ها ز قربان درآمد « 4 » به جنگ * كه قربان شود عالمى از خدنگ ز مار تفك مهره « 5 » انگيختند * ز برق بلا ژاله‌ها « 6 » ريختند كمان كيانى چو ابروى يار * ز هر گوشه‌اى گشته مردم شكار ز پيكان خونين « 7 » كه رخشان شده * بدان كوه لعل بدخشان شده 2570 پر « 8 » از تير ، پهلوى گردان بسى * به تركش نماند احتياج كسى ز درگاه سلطان رستم نهاد * روان شد يكى كوه آتش « 9 » جهاد « 10 » گرفت آتش كين يمين و يسار * شرارش همه تيغ « 11 » زهر آبدار « 12 » عنان ستوران « 13 » گسستن گرفت * [ ز هر گوشه‌اى برق جستن گرفت ] « 14 » ز نعل ستور و ز گرد سوار * زمين پر [ شرر ] « 15 » آسمان پرغبار 2575 شرار تفك چرخ و الا گرفت * ز رنگ شفق شعله بالا گرفت رسيدند يعقوبيان سترگ * به آهنگ ميدان چو درّنده گرگ به جنبش درآمد يمين و يسار * جهان كرد طوفان نوح آشكار « 16 » برون جست مرغ از خدنگ كمان * عقاب شكارى گرفت آسمان « 17 » كمان و كمند آفت عقل و دين * يكى در كمند و يكى در نگين « 18 »
هامش
( 1 ) . ت : ناز ( ؟ ) متن براساس ب نوشته شد . ( 2 ) . ب ، م ، د و چ : نهنگ . ( 3 ) . ب : ندارد . ( 4 ) . ب و د : درآمد ز قربان ؛ چ : برآمد ز قربان . ( 5 ) . ب : حمله . ( 6 ) . چ : اژدها . ( 7 ) . چ : خونى . ( 8 ) . چ : چو . ( 9 ) . ب ، م و چ : آهن . ( 10 ) . ب ، م ، د و چ : چو باد . ( 11 ) . م : به شمشير . ( 12 ) . چ : جهان كرد طوفان نوح آشكار . ( 13 ) . ب ، م ، د و چ : سواران . ( 14 ) . ب : افتادگى دارد ، متن براساس ب نوشته شد ؛ چ : از اين بيت تا بيت 2577 نيست . ( 15 ) . ت : سر ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 16 ) . م : اين بيت پس از بيت 2575 آمده است . ( 17 ) . د : پريدن گرفت ( ! ) . ( 18 ) . م : در كمان و يكى در كمين ؛ ت : بالاى « رنگين » ، « كمين » هم آمده است ؛ د : در كمند آن اگر در يمن ؛ چ : در كمند آن دگر در كمين .