تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
2580 [ علم‌ها ز بس ناوك تيزپر * چمن‌ها و مرغان درو « 1 » جلوه‌گر ] « 2 » ز هر سو سنان‌هاى زهرآبدار * چو مژگان غمزه‌زنان فتنه‌بار يلان تير نى خورده چون نيشكر * چو نى بسته در جان‌سپارى كمر جرس‌هاى رويين زبان فتنه‌بار * چو دل‌هاى سنگين‌دلان تتار « 3 » مه سر « 4 » علم دلكش و دل‌پسند * چو رخسار خوبان بالابلند 2585 ز دود [ و ] شرار تفك‌هاى جنگ * كمان‌ها چو قوس‌قزح رنگ‌رنگ ز خون چشم‌هاى زره قطره‌بار * چو باران كه ريزد « 5 » ز ابر بهار ز گرد سواران « 6 » هيجاشتاب * فلك « 7 » زير خاك آدمى غرق آب ز هر سو دليران به مردافكنى * گشادند بازوى رويين‌تنى يمين سپاه قيامت‌ستيز * فتادند از دشمنان در گريز 2590 چو آگاه شد قهرمان دلير * كه آن بيشه خالى شد از ببر « 8 » و شير بجنبيد از جا به فرّ و شكوه * شكوهى كه از وى بلرزيد كوه كند آن قدر جلوه نخجير و رنگ * كه حمله نياورد « 9 » غرّان پلنگ بود تا دمى جلوهء « 10 » كبك نر * كه شاهين نشد در هوا جلوه‌گر ز پرواز آن باز فولاد چنگ * رميدند مرغابيان بىدرنگ 2595 اگرچه بود پاى برجا درخت * درافتد ز پا چون رسد باد سخت ز لنگر بود گرچه كشتى چو كوه * نهنگش ز « 11 » دريا كند بىشكوه فتاد افسر و سر ز تن لَخت‌لَخت * گل ميوه رفت و نگون شد درخت ز خون نهنگان « 12 » زره لاله‌گون * فرورفت گردون « 13 » به گرداب خون يكى زد به گرز آن دگر يك به مشت * فتاد آن به مشت اين به گرز درشت « 14 » 2600 تبر زين در آن عرصهء سينه‌سوز * ز خون همچو گل‌هاى بستان‌فروز پر « 15 » فرق گردان آيين غرور * نگونسار همچون قطاس ستور
هامش
( 1 ) . م و د : بر آن . ( 2 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد . ( 3 ) . د : تبار ( ! ) . ( 4 ) . چ : سراسر . ( 5 ) . چ : بارد . ( 6 ) . ب ، م ، د و چ : ستوران . ( 7 ) . ب ، د و چ : ملك . ( 8 ) . د : نرّه ( و ) . ( 9 ) . ب ، م و د : نياورده . ( 10 ) . ب : تيز پر . ( 11 ) . ب ، م ، د و چ : چو . ( 12 ) . چ : دليران . ( 13 ) . ب ، م ، د و چ : رفته گردان . ( 14 ) . چ : فتاد اين به گرز آن به مشت درشت ؛ ب و م : اين به مشت آن . . . ( همان ) . ( 15 ) . م : سر .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 267 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى