گروه خواقين « 1 » كشورگشاى * به عزّت ستادند هريك « 2 » به جاى ] « 3 »
سلاطين گردنكش « 4 » سرفراز * نهادند بر سينه دست نياز
شد آراسته كوى و بازارها * ز ديباى رنگين چو « 5 » گلزارها
2680 فروزنده شمع از [ يسار و يمين ] « 6 » * چمنها نمود از گل آتشين
فروزنده و « 7 » چست و شيرين همه * كمر بسته نيشكّر آيين همه
ز ديباى مشكين عنبر سرشت * زمين طعنه زد « 8 » بر سواد بهشت
ببستند عقد مه و آفتاب * مه و مهر از يكدگر كامياب « 9 »
پى عقدشان از زر و سيم و دُر * طبقهاى چرخ « 10 » فلك كرده پُر
2685 ز بهر نظاره در « 11 » اين بارگاه * برون زد سر از روزن هاله « 12 » ماه
درآمد به مجلس مى لالهرنگ * ز بهر تواضع دو تا گشته « 13 » چنگ
به قانون و سازى برآمد نوا * كه زهره به چرخ آمد اندر هوا
پرى مطرب از شيوهء دلبرى * ز هر گوشه قانون چو بال « 14 » پرى « 15 »
به كف ساقى باده جام مدام * يكى مست ساقى يك مست جام « 16 »
2690 صراحى زبان در دهان قدح * دهان قدح مانده باز از [ فرح ] « 17 »
به كف جام مى ساقى مىپرست * دل عالمى برده از روى دست « 18 »
[ غجك را چو خوبان ميان « 19 » دلپذير * به موى ميان كرده دلها اسير
خروشان چو مطرب حريفان مست * ز مستى چو دف كرده گم پاى و دست
صراحى چو مستان ز مى سرگران * سرى بر زمين پيش صاحبقران ] « 20 »
هامش
( 1 ) . چ : گروهى خردوار .
( 2 ) . چ : به هريك ستادند عزّت .
( 3 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد .
( 4 ) . چ : سلاطين و گردنكشى .
( 5 ) . چ : و .
( 6 ) . ت : يمين و يسار ( ! ) .
( 7 ) . ب ، م ، د و چ : به خدمت بتان .
( 8 ) . ب و د : زن .
( 9 ) . در چ اين بيت و بيت پيشين نيست .
( 10 ) . ب : چرخى ؛ چ : طبقها حين ( كذا ! ) .
( 11 ) . ب ، م ، د و چ : بر .
( 12 ) . چ : سپرهاى از روى ( ! ) .
( 13 ) . ب و د : ( ه ) .
( 14 ) . د : بال و .
( 15 ) . چ : اين بيت و بيت پيشين نيست .
( 16 ) . م : اين بيت و بيت پيشين ، پس و پيش است .
( 17 ) . ت : قدح ( ! ) متن براساس ب نوشته شد .
( 18 ) . ب ، م و د : اين بيت 2694 آمده است ؛ چ : ندارد .
( 19 ) . چ : مهى .
( 20 ) . ت : ابيات ميان قلّاب نيست ، متن براساس ب نوشته شد ؛ چ : همين بيت نيست .