تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
بود مرد را اعتبار از حَسَب * نباشد بزرگى به اصل و نسب گرت نيست فرّ شهى آشكار * چه حاصل كه بودت پدر شهريار ز سرپنجه و زور رستم ملاف * كه امروز نتوان به زورش مصاف گرت هست « 1 » شمشير و بازو قوى * سزد گر كنى دعوى خسروى 2415 چرا از نسب‌نامه رانم نفس * نسب‌نامه‌ام تيغ تيز است و بس سكندر شهنشاه گيتى [ گشاى ] « 2 » * جهانگير اگر شد به تدبير و راى « 3 » من آن آفتابم كه شد بىدريغ * مرا ملك عالم مسخّر به « 4 » تيغ بود راى من دولت تيز من * هوادار من تيغ خون‌ريز من سليمان كه اورنگ شاهى گرفت * به لشكر ز مه تا به ماهى گرفت 2420 جهانگيرى من به تيغ است و بس * نباشد نيازم به امداد كس « 5 » بفرمود آنگه كه خيل و سپاه * به آهنگ ميدان سپارند راه بيا ساقى [ اى ] نور چشم [ و ] چراغ * كه هستم ز « 6 » زلفت پريشان دماغ چنانم به يك جرعه [ بردى ] « 7 » ز دست * كه رسوا شدم پيش هشيار و مست كه از چشم [ و ] زلف تو افسانه‌ام * پريشانم و مست [ و ] ديوانه‌ام 2425 [ ز زلفت بتابم ز چشمت خراب * دلم پرشرار است و چشمم پرآب ] « 8 »

توجّه فرمودن رايات نصرت‌نشان به جانب نامراد سلطان و محاربه نمودن قراولان يعقوبيان با سپاه ظفر « 9 »

همايون هماى سعادت اثر « 10 » * گشاد اين‌چنين بال فتح و ظفر كه چون صبح شد « 11 » شاه گردون خرام * برآمد بر اين ابلق تيزگام « 12 »
هامش
( 1 ) . چ : نيست . ( 2 ) . ت : نماى ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 3 ) . م : از اين بيت تا بيت 2419 نيست . ( 4 ) . د : ز . ( 5 ) . چ : ندارد . ( 6 ) . م : چو . ( 7 ) . ت ، م ، د و چ : بر دل ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 8 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد . ( 9 ) . م : ندارد ؛ ب : توجّه فرمودن رايات نصرت‌شعار به جنگ نامراد سلطان و محاربه نمودن قراولان و شكست و انهزام يعقوبيان ؛ د : توجّه فرمودن صاحبقران به محاربه نامراد سلطان و جنگ كردن قراولان ؛ چ : توجّه فرمودن رايات نصرت‌نشان با نامراد سلطان و محاربه نمودن قراولان و شكست خوردن يعقوبيان . ( 10 ) . ب : هماى همايون فرخنده‌فر . ( 11 ) . م ، د و چ : صبحدم . ( 12 ) . ب : ندارد .