تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
چه باك از سنان در كف فتنه‌جوى * كه مار « 1 » دو سر جان برد « 2 » از دو سوى ز آسيب سرپنجهء شاه باز * بود طائر آسمان بىنياز [ بسى ] « 3 » را بود لاف روز نبرد * ولى روز ميدان شناسند مرد بكش بر سرم خيل انبوه را * ز طوفان دريا ، چه غم [ كوه ] « 4 » را 2395 زبانى بود تيغم « 5 » آئين‌ستيز * نگويم سخن جز به شمشير تيز « 6 » چو قاصد ز نزديك سلطان رسيد * چو هدهد به پيش سليمان رسيد از آن نامه جمشيد خاقان‌نشان * شد آشفته چون طرّه مهوشان كه سلطان بود مست و ديوانه هم * پريشان او « 7 » خويش [ و ] بيگانه هم نداند كج « 8 » انديشهء خودپرست * كزو در نسب بهترى نيز هست 2400 كسى را كه باشد خرد رهنماى * برون كى نهد از حد خويش پاى گر « 9 » او را پدرزادهء سنجر است * مرا جدّ فرخنده ، پيغمبر است ندانست نيك از بدان بو الفضول * كه لاف نسب زد به آل رسول « 10 » كجا ذرّه [ و ] آفتاب از كجا * كجا چشمه ، دريا و « 11 » آب از كجا عفا اللّه كه با آفتاب غنى * بود ماه « 12 » را دعوى روشنى 2405 ز شمع آمد « 13 » از راه انديشه دور * كه با صبح صادق زند لاف نور عقاب ار شود بر « 14 » زمين سايه‌ساى * نباشد ولى سايه‌اش چون هماى ز شاه ولايت حمايت مراست * منم شاه و دست ولايت مراست مگو از پدر گرچه اسكندر است * كه او چون تو نيز « 15 » آدمى « 16 » ديگر است بسى مردم از اهل اين روزگار * ز نسل قبادند و اسفنديار 2410 به ميراث باشد اگر سرورى * بود سلطنت را بسى مشترى « 17 »
هامش
( 1 ) . ب : ما را ( ! ) . ( 2 ) . م : نبرد . ( 3 ) . ت ، د و چ : كسى ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 4 ) . ت : نوح ( ! اشكال در قافيه ) متن براساس ب نوشته شد . ( 5 ) . د : ( م ) . ( 6 ) . چ : پس از اين بيت عنوان آمده است : جواب نامهء آمدن شاه از نزد نامراد سلطان . ( 7 ) . م : ازو . ( 8 ) . ب : نداند كم ؛ چ : ندانم كه ( ! ) . ( 9 ) . د : كه . ( 10 ) . م : اين بيت پس از بيت 2397 آمده است . ( 11 ) . ب ، م ، د و چ : درياى ( و ) . ( 12 ) . ب : ذرّه . ( 13 ) . ب : آيد . ( 14 ) . ب : با . ( 15 ) . ب : بمرد . ( 16 ) . م : ( ى ) . ( 17 ) . م : پس از اين بيت افزوده است :مناز از بزرگىّ و دولت به جاه * كه بسيار شد در جهان شه تباه