تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
ز ميدان او گر كشم پاى بس * چسان نام مردى زنم « 1 » پيش كس [ بود دوك زن نيزه در دست مرد * كه باشد گريزان ز راه نبرد ] « 2 » چرا نازد آن كز « 3 » گرز درشت * كه دشمن ز دستش ستاند « 4 » به مشت « 5 » 2335 مبين روى آن بىجگر « 6 » زينهار * كه بينند پشتش به هنگام كار كسى را كه شد گام ازو « 7 » در گريز * همين « 8 » بايدش « 9 » سر زد از تيغ تيز « 10 » كسى كو شود زردرو روز جنگ * به خون كه گردد رخش لاله‌رنگ بود نام مردى بر آن كس حرام * كه فارغ بود از غم ننگ و نام مرا در سر انديشهء جنگ اوست * نواى عراقم بر آهنگ اوست 2340 نصيحت نيايد « 11 » بر او كارگر * نگرداند زو قول ايشان اثر چنان مست بود از شراب غرور * كه بودش يكى در نظر نار و نور نشد جاهل از پند كس كامياب * نشايد بناى عمارت [ بر ] « 12 » آب نصيحت به ديوانگان ناسزاست * كه پنبه بر آتش نهادن خطاست به دريا نشويد كسى نقش سنگ * به باران نرفت از شب تيره رنگ 2345 بد از نيك ، نادان نكرد امتياز * ندانست اعمى گل از خار باز به ديوانه عاقل نشد نكته‌سنج * نشد همدم اژدها بهر گنج بيا ساقيا پند زهّاد چند * بده باده تا دست شويم ز پند كه پيش [ لبت ] « 13 » توبه از نقل و جام * بود بر حريفان مجلس حرام بيا مطرب از نغمهء معتدل * بكش چون [ كشم ] « 14 » پنبه از گوش دل 2350 چنانم پر از نغمه كن گوش هوش * كه بيرون رود پند ناصح ز « 15 » گوش
هامش
( 1 ) . ب ، م ، د و چ : برم . ( 2 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد . ( 3 ) . م : به . ( 4 ) . چ : ستاند ز دستش . ( 5 ) . د : ندارد . ( 6 ) . چ : بىهنر ؛ در حاشيه « بىجگر » نيز افزوده است . ( 7 ) . ب ، م ، د و چ : گام‌زن . ( 8 ) . ب ، م و د : همى ؛ چ : ( همين ) . ( 9 ) . چ : نمىبايدش . ( 10 ) . م : اين بيت پس از بيت 2332 و لت‌هاى آن پس پيش آمده است . ( 11 ) . ب ، م ، د و چ : نيامد . ( 12 ) . ت : در ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 13 ) . ت : از لبت ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 14 ) . ت ، ب ، د و چ : نيم ( ! ) متن براساس م نوشته شد . ( 15 ) . چ : به ( ! ) .