به تاراج ملكم منه پا دلير * كه نبود تهى بيشه از نرّهشير
به امّيد گوهر به كام نهنگ * مينداز خود را و پيش آر هنگ
2275 سنانم نگر ترك اين كار كن * مبين در گُل انديشه از خار كن
مناز ار چه [ باشد ] كمندت بلند * كز آن گردنت را كشم در كمند « 1 »
مجو طوق و « 2 » پرچم پى كارزار * كه اينت كمند است [ و ] آن چوب دار
[ فلكسا مكن « 3 » سايهبان ] « 4 » درت « 5 » * كه گردون فرود آورد بر سرت
[ ببين تيغم « 6 » از خنجرت رخ متاب * مگو پيش دريا ز يك قطره آب ] « 7 »
2280 تو كوهىّ و من آن پلنگ از « 8 » شكوه * كه پا مىنهم بر سر تيغ كوه
فروزان مكن آتش كين چو شمع * كه خود را بسوزى به نزديك جمع
ز تيغم گرت خود زر بر سر است * همان قصّهء مهر و نيلوفر است
در اين گلشن از نخل دولت به چنگ * گل آتشى « 9 » دارم و خار جنگ
ز خارم شود آتش فتنه تيز * زند در جهان شعلهء رستخيز
2285 گل عطر بيزم در اين كهنهباغ * كند از شميمش معطّر دماغ
بيا ساقى [ اى ] « 10 » دلبر نوش لب * لبالب كن از باده جام طرب
كه از تاب « 11 » لعل تو « 12 » افروختم * تو آب حياتىّ و من سوختم
چو شمع از خمار آتشم در دل است * ز اشك روان پاى دل در گِل است
دگرباره آبى به دفع خمار * مگر آورد باده بر روى كار « 13 »
هامش
( 1 ) . م : كه آرم بدان گردنت را به بند .
( 2 ) . د : ( و ) .
( 3 ) . م : ساكن ؛ چ : فلكسا مكش .
( 4 ) . ت : مخدوش آمده است ، متن براساس ب نوشته شد .
( 5 ) . ب ، م ، د و چ : زرت .
( 6 ) . م : تيغ .
( 7 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد .
( 8 ) . م : پلنگم .
( 9 ) . م : آتشين .
( 10 ) . ت : ندارد ، متن براساس م نوشته شد ؛ ب و چ : آن .
( 11 ) . چ : باده .
( 12 ) . م : لعلت .
( 13 ) . ب ، د و چ : پس از اين بيت ، عنوان آمده است ، به شرح زير :
ب : مشورت كردن نامراد سلطان با امراى خود در باب اطاعت صاحبقران و پاى بازكشيدن از ميدان نصيحت ايشان ؛ د : مشورت كردن نامراد سلطان با امراى خود در باب اطاعت صاحبقران ؛ چ : مشورت كردن نامراد سلطان در باب اطاعت صاحبقران با امراى نصرتنشان و پاى كشيدن از ميدان نصيحت ايشان ؛ ت :
اين عنوان در آغاز حكايت آمده است ( - عنوان آغازين پيش از بيت 2237 ) و در حاشيهء بيت 2290 عبارت « سر سخن » افزوده شده است .