به زير آى از مسند خسروى « 1 » * مكن بيش از اين فكر « 2 » بالاروى
مباش « 3 » از مى سلطنت سرگران * كه شد وقت سرمستى ديگران
مزن نوبت سلطنت را بسى * كه نوبت بود هر زمان از « 4 » كسى
2255 بود سايهء دولت ما هماى * اتاقه مكن بر سرت سايهساى
بود ظِلّ اقبال ما دلپسند * مكن جلوه در زير چتر « 5 » بلند
به سوى مه رايتم كن نظر * در آيينه بين روى فتح و ظفر
زرت را برآرا « 6 » در « 7 » ايّام ما * عيارش ده از سكّهء نام ما
ده از وصف ما منبرت را طراز * وز آتش به چرخ برين سرفراز
2260 كمند مرا بين ز فرخندگى * مكش گردن از رِبقهء بندگى « 8 »
مكش گردن از رأى ما زينهار * سر خويش نه بر خط روزگار « 9 »
به درگاه ما آر روى نياز * كه گردى ز پابوس ما سرفراز
نخواهم كز اين لشكر بىحجاب * به كلّى شود آن ممالك خراب
شتابنده لشكر به تاراج مال * وز « 10 » آنم بود در قيامت و بال
2265 چو شطرنج از ماجراى دو شاه * شود عرصهء ملك و لشكر تباه
گناه رعيّت نباشد « 11 » در آن * كه كوشند باهم دو صاحبقران
چو سلطان گشايد درِ كارزار * به جرم يكى كشته گردد هزار
چو در « 12 » بيشه افتد ز آتش شرر « 13 » * سلامت نه ز آن خشك ماند ، نه تر
چو ريزد تگرگ ابر دريا نثار * نه گل يابد از وى رهايى نه خار
2270 چو باد خزان آورد تركتاز * نداند نهال گل از بيد باز
نگه « 14 » كن كه چندين شه و شهريار * كه بودند فرمانده روزگار
چسان « 15 » پيشم « 16 » از طوق نخوتبرى * نهادند گردن به فرمانبرى
هامش
( 1 ) . م : سرورى .
( 2 ) . د : ( فكر ) .
( 3 ) . د : مشو .
( 4 ) . د : ( از ) .
( 5 ) . چ : تخت .
( 6 ) . م : آور .
( 7 ) . ب : از .
( 8 ) . م : ترتيب ابيات ، از اين بيت چنين آمده است : 2263 ، 2264 ، 2262 ، 2260 ، 2261 و 2265 .
( 9 ) . د : ندارد .
( 10 ) . چ : از .
( 11 ) . ب ، م ، د و چ : چه باشد .
( 12 ) . د : ( در ) .
( 13 ) . ب : ضرر .
( 14 ) . ب ، م ، د و چ : نظر .
( 15 ) . ب و م : چنان .
( 16 ) . چ : طوقم .