تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
مه رايتم زيور ماه و مهر * زده صيقل آيينه‌هاى سپهر 2220 گشادند لب را سپه سروران * كه اى درگهت قبله‌گاه جهان « 1 » ظفر بر يمين و يسار تو باد * هماى سعادت شكار تو باد مه و آفتابى « 2 » ز فرخندگى * شب و روز در سايهء « 3 » بندگى غلامان تو صاحب تاج و تخت * اياز تو محمود فرخنده‌بخت اگر دشمنت غرق جوشن شود « 4 » * گرفتار زندان آهن شود « 5 » 2225 اگر با سگان تو هم داستان * شود روز كين شير چرخ آشيان « 6 » ز قوس قزح چنبر گردنش * كند چرخ و طوفان رود « 7 » بر تنش ز تو شمع دولت برافروختن * چو پروانه بيشت « 8 » ز ما سوختن چو دستان به كين « 9 » آستين برزنيم * به دست ستم خصم را سر زنيم رباييم تاج قباد از سرش * نهيم از تبرزين به فرق افسرش 2230 درآريم فرق فريدون به بند * كنيمش كمان حلقه و زه كمند پس از مشورت شاه جم اقتدار * برآراست خيل فريدون « 10 » شمار ز هر بيشه شد جمع چندان هزبر * كه شد بيشه‌ها تنگ بر « 11 » شير و ببر « 12 » بيا ساقيا ز آن شراب رحيق « 13 » * كه شد خاتم جام را چون عقيق به من ده كز آن چهره گلگون كنم * دواى دل و جان محزون كنم 2235 به كف بس بود جام رخشان مرا * چه حاجت نگين سليمان مرا مرا در نظر ساغر دلگشاى * بسى خوش‌تر از جام گيتىنماى
هامش
( 1 ) . ب ، م ، د و چ : سران . ( 2 ) . ب ، م ، د و چ : آفتابت . ( 3 ) . ب ، م ، د و چ : پايه . ( 4 و 5 ) . ب : بود . ( 6 ) . چ : اين بيت و بيت سپسين نيست . ( 7 ) . م : طومار درد . ( 8 ) . چ : پيشت . ( 9 ) . چ : كمين . ( 10 ) . ب ، م ، د و چ : خيلى فزون از . ( 11 ) . ب : بيشه جنگ پر . ( 12 ) . د : نر . ( 13 ) . چ : رفيق ( ؟ ) .