تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
ز چشم زره قطره پيدا كنم * كنم چشمه و « 1 » و چشمه دريا كنم شود شير اگر رويتن در مصاف * كشد « 2 » در كمان تير جوشن شكاف 2200 زره سازم از نوك پيكان تنش * كمانش كنم چنبر گردنش پلنگ و نهنگ از سر فرّ و هنگ * سپارند اگر راه ناورد و جنگ چو تيغم شود شعله‌زن برق‌وار * چو دريا كنم كوه را آبدار برآرم دمار از نهاد پلنگ * به دريا دهم غوطه‌اش چون نهنگ كنم بحر را آتش از تفّ و تاب * بسوزم نهنگ دمان « 3 » را در آب 2205 كشم « 4 » پوست از فرق شير و پلنگ * كه سازم از آن « 5 » پوشش طبل « 6 » جنگ « 7 » به شير فلك گر كنم عزم كين * به گاو زمين گر گشايم كمين « 8 » چو گيرم خدنگ و گشايم كمان * زنم از تفك آتش اندر زمان ز پيكان تير ثريّا گذر * مشبّك شود آسمان سربه‌سر ز مار « 9 » تفك سفته در روز كين * شود مهرهء پشت گاو زمين 2210 چو گردد مه رايتم سرفراز * نى نيزه‌ام در هوا جلوه‌ساز به خاك افكند از خجالت به هم * سليمان و آصف نگين و قلم چو در بزم عشرت نشينم به جاى * غجك سازم از جام گيتىنماى دهد زهره را بهر بزم سپهر * ز قوس « 10 » قزح چنگ و تارش ز مهر چو جولان دهم رخش هيجا « 11 » شتاب * ندارد كسى پاى من جز ركاب 2215 چو بازو گشايم به تيغ و سنان * نگيرد كسى دست من جز عنان دم تيغ من كافت جوشن است * نگونساريش بر سر دشمن « 12 » است در آن روز خصمم شود سرفراز * كه بر نيزه فرقش كند نيزه « 13 » باز اگر سايهء تيغ من آفتاب * ببيند شود آب « 14 » از تفّ و تاب
هامش
( 1 ) . د : ( و ) . ( 2 ) . د : كشم . ( 3 ) . ب : زمان . ( 4 ) . م و چ : كنم . ( 5 ) . د : او . ( 6 ) . م : طبل و . ( 7 ) . ب : اين بيت پس از بيت 2209 آمده است . ( 8 ) . چ :به شير فلك گر گشايم كمين * به گاو زمين گر كنم عزم كين( 9 ) . چ : ماه ( ! ) . ( 10 ) . ب ، م و چ : قوس و . ( 11 ) . ب : دريا . ( 12 ) . م : نگونسارى دشمن ريمن . ( 13 ) . ب : زهره ( ؟ ) . ( 14 ) . چ : آتش .