تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
شه از دُرج دُر لعل سيراب ريخت * ز درياى لب گوهر ناب ريخت 2160 كه اى شيرمردان آيين نبرد * بود فتنه‌ها در كمينگاه مرد شهان را بود آفت روزگار * خيال شراب و هواى شكار در اين وادى پرشر و جاى شور * چه « 1 » گرديم دنبال آهو و گور كسى كو « 2 » تواند شكار پلنگ * چرا آورد رو به نخجير رنگ « 3 » شهان را ستوران آهو شكار * به است از خرِ وحش « 4 » در وقت كار 2165 به صيد غزالان ندارم نياز * كه در چشمشان نيست « 5 » آيين ناز چو « 6 » بينم به رفتار كبك درى * كه نبود در او شيوهء دلبرى « 7 » كبوتر كه مرغى بود بانوا * به بازى به سر مىبرد در هوا ز بازش چرا چاره‌سازى كنم « 8 » * چو طفلان تمنّاى بازى كنم « 9 » به كبك و كبوتر مرا نيست كار * كنم بعد از اين باز و شاهين شكار 2170 مرا نيست پرواز مرغان هوس « 10 » * ز بال عقابم پر تير بس اتاقه مرا از پى كارزار * به از باز و شاهين به روز « 11 » شكار پر فرق من بر سرم عرش « 12 » ساى * بود خوش‌تر از سايه‌گستر هماى بود دام صيدم زره‌هاى جنگ * چه كار آيدم دام ماهى به چنگ چو خورشيد تابان كمندم بلند * مرا شير گردون سزد در كمند « 13 » 2175 ز صيد نهنگان توان يافت كام * چه حاصل كه ماهى درآيد به دام همان به كه كارآزمايى كنيم * به شيران شكارآزمايى كنيم ظفر بر يمين و يسار « 14 » من است * منم « 15 » شير [ و ] وقت شكار من است
هامش
( 1 ) . م : چو . ( 2 ) . چ : گر . ( 3 ) . ب ، م ، د و چ : اين بيت با بيت سپسين پس و پيش شده است . ( 4 ) . م : برآراست از وحش . ( 5 ) . چ : كه چشم بتان باشد . ( 6 ) . ب و د : چه . ( 7 ) . م : داورى ( ؟ ) . ( 8 و 9 ) . د : كنيم . ( 10 ) . چ : مرغ قفس . ( 11 ) . م : وقت . ( 12 ) . ب ، م ، د و چ : سايه . ( 13 ) . ب ، م ، د و چ : اين بيت با بيت سپسين پس و پيش شده است . ( 14 ) . م : يسار و يمين . ( 15 ) . چ : غم .