تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
چنان [ قحط ] « 1 » شد آب در روزگار * كه جز « 2 » لعل خوبان « 3 » نماند آبدار گل و سبزه در باغ [ و ] بستان نماند * به جز عارض و خطّ جانان « 4 » نماند ز بىطعمگى عالمى بىثبات * گرسنه شكم گشته « 5 » سير از حيات 2125 طبق را پى طعمه « 6 » چشم « 7 » اميد * شده چون طبق‌هاى « 8 » كاغذ سفيد به نانى كه در عالم امّيد بود * همين گردهء ماه و خورشيد بود تهى چون شكم ديگ‌ها از طعام * چو طاس فلك سرنگون صبح و شام به قيمت به از زعفران كاه بود * كه روزى به او دانه همراه بود تنور شقايق برافروخته * ز سوداى نانش جگر سوخته 2130 ز مهمان كرم‌پيشه‌ها بر كنار « 9 » * گريزان چو از وام‌ده وام‌دار ز شورى نشان چشم دوران نداشت * نمك جز لب لعل خوبان نداشت ز بىگوشتى عالمى در طواف * طلبكار سيمرغ در كوه قاف گران كن ز پاى سعادت ركاب * كه خصمت زند چون عنان پيچ و تاب به جز كينه چرخ ستمگر نكرد * تو مهر و وفا كن ، فلك گر نكرد 2135 ز گرد مخالف جهان « 10 » شد سياه * رسان برق شمشير و كين را به ماه فتاديم در « 11 » فتنه تدبير چيست * بكش تيغ بيداد « 12 » ، تقصير چيست جهان را به ره ديدهء انتظار * روان شد « 13 » كه از دست رفت اختيار گرفت آتش فتنه در كوه [ و ] دشت * بكش آب « 14 » تيغت كه از حد « 15 » گذشت سكندر اساسىّ « 16 » و كشورگشاى * پى دفع يأجوج بردار پاى 2140 به تير و سنان جلوه آغاز كن * ز عِقد ثريّا گره باز كن « 17 » بكش افسر از برق چرخ « 18 » برين * دگر گو مكن سركشى بيش از اين
هامش
( 1 ) . ت : جنگ ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 2 ) . د : ( جز ) . ( 3 ) . چ : جانان . ( 4 ) . د و چ : خوبان . ( 5 ) . ب ، م ، د و چ : خورده ؛ ت : نيز « خورده » آمده است و بالاى آن « گشته » افزوده شده است . ( 6 ) . چ : طبق پى طعمه چو ( ! ) . ( 7 ) . م : چشم طعمه ( ؟ ) . ( 8 ) . ب : ورق‌هاى . ( 9 ) . چ : بىشمار ( ! ) . ( 10 ) . ب : زمين . ( 11 ) . ب : گشاده در . ( 12 ) . چ : بيداد و . ( 13 ) . ب ، م و د : شو . ( 14 ) . م و د : ز آب . ( 15 ) . ب : سر . ( 16 ) . م : سپاهىّ . ( 17 ) . ب ، م ، د و چ : از اين بيت تا بيت 2142 نيست . ( 18 ) . م : چرخ فرق .