تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
1720 زليخاى گردون از آن نااميد * كه يوسف ز چاهش رساند نويد به‌سان پلنگ آسمان دورنگ * بر او « 1 » شكل عقرب چو دمّ پلنگ « 2 » فرود آمد از رخش هامون « 3 » شتاب * چو زين ابلق تيزرو آفتاب برافروخته شمع گيتىفروز * شبستان دولت از آن « 4 » همچو روز هزبران بيدار دل در شراب * سراسر چو چشم بتان مست خواب 1725 كه ناگه ز يعقوبيان دلير * رسيدند خيلى چو غرّنده‌شير [ ز والاى كين نخل ايمن سنان * شده شمع راه شبيخون‌زنان ] « 5 » بلا را پديد آمد از « 6 » شام قدر * تفك « 7 » انجم و سر علم ماه « 8 » بدر چو آن آفتاب شب‌افروز ديد * كه شب رفت و صبح سعادت « 9 » دميد چو خورشيد تابان برآورد تيغ * كه بر فرق دشمن زند بىدريغ 1730 ز خواب قضا فتنه بيدار شد * اساس قيامت نمودار شد صفير و « 10 » نفير قيامت نهاد * ز جا صور را برد چون گردباد ز بس سر علم آسمان در حجاب * نمود از فلك « 11 » صد هزار آفتاب ز گردى كه بالا شد از هر كران * فلك شد دو تا زير بار گران در آن « 12 » عرصه‌گاه از غبار سپاه * سراسيمه شد برق و گم كرد راه 1735 ز ماه علم پرچم انگيخته * شبى ز آفتابى درآويخته نفير از غبارش « 13 » سرى برزده * ز غار اژدهاى دمان سر زده ز جوش دهل ماه « 14 » بگرفت گوش * جلاجل شد از بانگ دف در خروش شد آتش ز دود تفك آشكار * چو از نخل ايمن شرر شام تار كشيدند رستم‌دلان زمان * ز تركش خدنگ و ز قربان كمان
هامش
( 1 ) . م : آن . ( 2 ) . ب : ندارد . ( 3 ) . م : آهو . ( 4 ) . م و چ : ازو . ( 5 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد . ( 6 ) . ب ، م ، د و چ : آمده ( از ) . ( 7 ) . چ : فلك . ( 8 ) . چ : ماه و . ( 9 ) . ب ، م ، د و چ : قيامت . ( 10 ) . ب ، م ، د و چ : ( و ) . ( 11 ) . م : تفك . ( 12 ) . چ : ( آن ) . ( 13 ) . ب ، م ، د و چ : غلافش . ( 14 ) . م : ابر .