تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
كه چون صبحدم شاه خورشيد راى * به آهنگ جولان روان شد ز جاى نگون خيمه‌ها از يسار و يمين * فتاد آسمان‌ها « 1 » به روى زمين 1700 ببستند بر ناقه پرده‌سراى * برآمد ز هر سو فغان دراى به فرمان فرماندهء جم سرير * برآمد دم از « 2 » اژدهاى نفير ز درياى لشكر برآمد خروش * خروشى كه برد از سر چرخ هوش دم ناى بر آسمان راه برد * ز باد [ ى ] چنان « 3 » مشعل ماه مرد « 4 » علم پرده « 5 » شد چنگ ناهيد را * سنان شد « 6 » چشم خورشيد را 1705 به قوس قزح ماه رايت قرين * شده حلقهء خاتمش را نگين « 7 » ز طوق يلان پرچم آويخته * چو زلف بتان فتنه انگيخته برآراسته خانهء زين همه * ز خوبان چو بتخانهء چين همه روان شد به آهنگ ملك عراق * بلرزيد از صيتش اين كهنه طاق نخست آن جهانگير آيين ستيز * به آهنگ قزوين فرس راند تيز 1710 چو زو كار آن كشور انجام يافت * ز خوبان آن مملكت كام يافت به آهنگ كاشان عنان تاب داد * به « 8 » خون مخالف سنان آب داد چو بنهفت رو « 9 » شاه خورشيدچهر « 10 » * به دريا فرو شد نهنگ سپهر خديو شب آمد به خيل عجب * سياهىّ لشكر سياهىّ شب « 11 » نمودند يغماى ظلمت هجوم * زره‌پوش گشت آسمان از نجوم 1715 فرو ماند كشتىّ چرخ از شتاب * زمين لشكرش شد شهابش طناب « 12 » تهى گشته از مردمك چشم ماه * يكى پيش چشمش سفيد و سياه ز بس ظلمت آتش عجب مىنمود * چو دود « 13 » از سياهىّ شب مىنمود « 14 » پر از سرمه هرسو فضاى سپهر * ولى گشته تاريك‌تر چشم مهر ز [ باد ] « 15 » عنايت نويدى نبود * به صبح سعادت اميدى نبود
هامش
( 1 ) . د : آسمان ( ! ) ؛ چ : آسمانى . ( 2 ) . ب : ( از ) . ( 3 ) . چ : چنين . ( 4 ) . م : از اين بيت تا بيت 1705 نيست . ( 5 ) . ب : برق . ( 6 ) . ب ، م ، د و چ : زد . ( 7 ) . ب : ندارد . ( 8 ) . چ : ز . ( 9 ) . ب ، م ، د و چ : شب . ( 10 ) . د : مهر . ( 11 ) . چ : ندارد . ( 12 ) . م : طنابش شهاب . ( 13 ) . م : روز ( ؟ ) . ( 14 ) . ب : ندارد . ( 15 ) . ت : باغ ( ؟ ) متن براساس ب نوشته شد .