تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
كله خود آهن پى كارزار * به فرقم به از افسر زرنگار [ مرا كيش و مويينه چرم پلنگ * بود خوش‌تر از « 1 » پرنيان فرنگ ] « 2 » بود شِقّه‌هاى عَلَم وقت كار * بسى خوش‌تر از چتر گوهرنثار « 3 » 1640 چو آسوده كردم شب از ترك‌تاز * بود جوشنم بستر عيش و ناز كله خود زرّين ما زيب « 4 » سر * به بالين عيشم چه حاجت دگر شرار تفك شد شبم را چراغ * شبستانم از شمع دارد فراغ به تقويم و ساعت ندارم نياز * بود شيشهء ساعتم طبلِ باز نباشد از آن ساعتم اختيار * كه تأخيرم از وى « 5 » نيفتد به كار 1645 نبيند كسى بخت فيروز را * كه فردا كند كار امروز را مرا روز كين قُبّه‌هاى سپر * به است از سُطُرلاب زر در نظر ارسطو و اسكندر نامدار * كجايند تا از پى افتخار « 6 » يكى سازد آيينهء روم و زنگ * مه رايتم روز ميدان و « 7 » جنگ كند ديگرى وقت جولان من * سُطُرلاب زر « 8 » نعل يكران من 1650 بيايند تا از سپاه گران * بگيريم عالم كران تا كران چو زلف بتان فتنه را سر كنيم * بكوشيم و گيتى « 9 » مسخّر كنيم به كوشش ز دولت شود « 10 » كامياب « 11 » * به خود نايد از كان برون لعل ناب « 12 » ز و الا سر « 13 » نيزه‌ام لاله‌رنگ * گل فتح و نصرت بود روز جنگ به خورشيد تيغم بود توأمان * كه گيرد به يك دم زمين و زمان 1655 كمندم كه شد آفت روزگار * سر فتنه دارد چو گيسوى يار چو خورشيد داريد همّت بلند * كه گيريم عالم به تيغ و كمند چو شيران در آن « 14 » بيشه كارى كنيم * در اطراف عالم شكارى كنيم به طبل و علم راه ميدان زنيم * چرا بيش از اين ، طبل پنهان زنيم چو داريم بازو و « 15 » تيغ استوار * چه انديشه داريم از كارزار
هامش
( 1 ) . ب و د : جوشنم ( از ) . ( 2 ) . ت : ندارد ، متن براساس م نوشته شد . ( 3 ) . م و د : نگار . ( 4 ) . ب و م : زير . ( 5 ) . ب : دل . ( 6 ) . ب : سر اقتدار . ( 7 ) . ب ، م و د : ( و ) . ( 8 ) . م : از . ( 9 ) . م : عالم . ( 10 ) . ب و د : شوى . ( 11 ) . ب : كاميار . ( 12 ) . ب : يار . ( 13 ) . م : سران ( ! ) . ( 14 ) . م و د : اين . ( 15 ) . ب : ى ؛ م : به .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 219 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى