تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
1595 خم باده شد از « 1 » طرب طبل باز * ز تار نوا مطربش كرده « 2 » ساز « 3 » مه سر علم آفت دل شده * دف مطربان را جلاجل شده خم باده شد كوس رويين خروش * خم نُه سپهر آمد از وى به جوش يلان « 4 » را ز سر رفت سوداى جنگ * پر فرقشان گشته مضراب چنگ « 5 » قدح كاسهء فرق اغيار شد * ز خون عدو باده در كار شد 1600 بدين‌گونه تا « 6 » شاه را راى بود * ز معشوق و مى مجلس‌آراى بود ز هر باده‌اى ساغرى مىكشيد * ز هر ساغرى باده‌اى مىچشيد دمى چون لب لعل ميگون يار * نبود از طرب بى مى خوشگوار چو چشم و لب مهوشان ، مىپرست * به روز و به شب بود مخمور و مست يكى روز بزمى ز نام‌آوران * برآراست سلطان صاحبقران 1605 در آن نازنين منزل دلگشاى * ستادند اركان دولت به پاى بر اطراف آن بارگه سروران * چو پيرامن آسمان اختران « 7 » بر اورنگ زر شاه خورشيد اساس * و زو « 8 » اختران كرده نور اقتباس به عزّت سلاطين « 9 » گيتىپناه * نظر بر زمين ، گوش بر حكم شاه نشستند خوبان در آن انجمن * شد آن انجمن جلوه‌گاه « 10 » چمن 1610 شكر لب بتان مرصّع‌كمر * به خدمت كمر بسته چون نيشكر ستادند چون شاخ گل جمله گوش * چو غنچه ز تنگى دهان‌ها « 11 » خموش در آن انجمن شاه گردن‌فراز * سر دُرج لعل و گهر كرد باز كه تا كى در اين عالم بىمدار * نشستن توان فارغ از روزگار به عشرت نشينيم اگر ماه و سال * به زودى رسد « 12 » ملك ما را زوال
هامش
( 1 ) . ب ، م ، د و چ : غجك شد ز . ( 2 ) . ب ، م ، د و چ : پرده . ( 3 ) . ب ، م ، د و چ : اين بيت و بيت سپسين پس از بيت 1597 آمده‌اند . ( 4 ) . چ : يكى . ( 5 ) . ب ، م ، د و چ : اين بيت پس از بيت 1596 آمده است ، ترتيب ابيات در اين نسخه‌ها عبارت‌اند از : 1597 ، 1595 ، 1596 و 1598 . ( 6 ) . د : ( تا ) . ( 7 ) . چ : برآراست سلطان صاحبقران ( ! ) ؛ ب : اين بيت را ندارد . ( 8 ) . چ : وز آن . ( 9 ) . د : خواقين . ( 10 ) . چ : شده جلوه‌گر بارگاه . ( 11 ) . م : دهان‌ها ز تنگى . ( 12 ) . م : شود .