تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
ازو « 1 » كار شد بر بدانديش تنگ * ز ماهى « 2 » نيايد مصاف نهنگ « 3 » چو سايه از آن آفتاب ستيز * فتادند الونديان در گريز « 4 » ز شوكت بود رويتن گر چو « 5 » كوه * ز جولان رستم شود بىشكوه چو طوفان نوح آورد رستخيز * شود كوه الوند ز « 6 » آن ريزريز 1565 محيطى شد از خون روان در مصاف * صف لشكر از هر طرف كوه قاف جرس‌ها در آن بحر خون ز انقلاب « 7 » * چو نيلوفر افتاد [ ه ] بر روى آب « 8 » ستوران در آن بحر خون [ تر ] « 9 » همه * چو اسبان آبى شناور همه « 10 » چنان سيل خون از زمين تاب برد « 11 » * كز آن كوه الوند را آب برد « 12 » ز خون گشته روى زمين لاله‌گون * كله خودها گشته گرداب خون 1570 سر سرفرازان فتاده به خاك * چو بار صنوبر شده چاك‌چاك ز برق « 13 » تفك خودها لخت‌لخت * فروزان چو گل‌هاى نار از درخت چو دشمن نديد از فلك ياورى * عنان‌تاب شد از ره داورى پراكندگى در سپاه اوفتاد * تزلزل در ايوان ماه اوفتاد رسيد « 14 » آفتاب سپر را زوال * تفك را فتاد اختر اندر و بال 1575 يكى شست رخساره از خون و خاك * فشاند آن دگر جامه و كرد چاك « 15 » يكى پهلويش پر ز تير ستيز * چو مرغان برآورده پَر در گريز سراسر گريزان « 16 » ز بيم گزند * [ يك افكنده تركش دگر يك كمند ] « 17 » [ فكند آن دگر يك سنان را ز دست ] « 18 » * از آن خار در پاى ديگر شكست
هامش
( 1 ) . م : از آن . ( 2 ) . چ : رو به . ( 3 ) . چ : پلنگ . ( 4 ) . چ : ندارد . ( 5 ) . چ : ز . ( 6 ) . ب ، م ، د و چ : از . ( 7 ) . د : تر همه . ( 8 ) . د : چو اسبان آبى شناور همه . ( 9 ) . ت و ب : بر ( ؟ ) متن براساس م نوشته شد . ( 10 ) . د : ندارد . ( 11 و 12 ) . چ : بود ( ! ) . ( 13 ) . د : قرق ( ! ) . ( 14 ) . ب : فتاد . ( 15 ) . ب ، م ، د و چ : ( و ) گردناك . ( 16 ) . چ : فكنده . ( 17 ) . ت و ب : يكى تير و تركش دگر يك فكند ( د : كمند ؛ چ : سمند ) متن براساس م نوشته شد . ( 18 ) . ت : فكند آن يكى يك سنان را دست ( ! ) متن براساس م نوشته شد .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 215 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى