مشرّف شد از پاىبوسش ركاب * ز برج دو پيكر نمود آفتاب
ز پر « 1 » افسر آراست آن سرفراز * پر و بال مرغ ظفر كرد « 2 » باز
قدش سرو [ و ] بر سر اتاقه تذرو * چه زيبا تذروى چه زيبنده سرو « 3 »
1505 علمهاى سبزش همه سروناز * شده بر چمنهاى كين سرفراز « 4 »
ببستند بر طاقها كوس جنگ * بغرّيد رعد از سپهر دورنگ
يكى كرد [ ه ] زه بر كمان استوار * ز قوس قزح كرده برق آشكار
به دست آن دگر برده [ تاب ] « 5 » از خدنگ * نموده ره راستش سوى جنگ
همه يكّهتازان به سر يكّهپر * چو بر كوه صبح سعادت اثر
1510 خيال ار گذشتى در آن عرصهگاه * دو صد باره گم كردى از گرد راه
ميان زمين و فلك از غبار * جهانى دگر شد ز « 6 » نو « 7 » آشكار
برآراست خاقان نصرتپناه * ز خيل سلاطين يمين سپاه
يسار سپاه قيامت نهيب * ز نامآوران داد ترتيب و زيب
ز شهزادگان سپهر اقتدار * شدش قلبگاه سپاه استوار
1515 وز « 8 » آن سوى ، الوند گردون شكوه * برآراست صفّى چو الوندكوه
قَبا آهنان تيغ هندى به چنگ * دو درياى آهن سراسر نهنگ
كمرهاى گلگون يلان « 9 » سربهسر * [ به خون يكى بسته هريك كمر ] « 10 »
بتان ستمگر به جولانگرى * ستوران چو ديو و سواران پرى
دهل نغمه مرگ را ساز كرد * اجل را دم ناى آواز كرد
1520 علمهاى آل از شفق بهرهمند * شد از هر طرف آتش كين « 11 » بلند « 12 »
چو ابروى خوبان كمان دلپذير * به ابرو اشارتكنان سوى تير
هامش
( 1 ) . چ : سر .
( 2 ) . چ : كرده .
( 3 ) . م : پس از اين بيت افزوده است :سران در ركاب شه كامياب * شده حلقه در گوش وى از ركاب .( 4 ) . م : پس از اين بيت ، بيتهاى 1429 و 1430 تكرار شده است .
( 5 ) . ت : تاج ( ! ) متن براساس ب نوشته شد .
( 6 ) . م و چ : به .
( 7 ) . ب : به نو شد دگر .
( 8 ) . م : از .
( 9 ) . م : گلگونشان .
( 10 ) . ت : به خون يكى برد هريك مگر ( ! ) متن براساس ب نوشته شد ؛ م : به خون هريكى بسته هريك كمر .
( 11 ) . چ : شده هر طرف آتشى سر .
( 12 ) . ب : اين بيت با بيت سپسين ، پس و پيش شده است .