تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
خدنگ از كمان راه يغما گرفت * ز هر گوشه‌اى فتنه بالا گرفت زره هر طرف ديده را باز كرد * چو چشم بتان فتنه آغاز كرد به خون يلان نيزه رنگين شده * به بالا بلاى دل و دين شده 1525 در آن انجمن بهر دفع گزند * تفك ريخت بر آتش كين سپند كله خودها جام گلگون شده * مى لعل گردنكشان خون شده « 1 » ز خون گشته ماه علم لاله رنگ * چو از غازه رخسار خوبان شنگ « 2 » ز درگاه سلطان بيداد كوش * يكى قُلزُم آهن آمد به جوش همه موج آن تيغ زهر آبدار * حبابش ز پيكان خارا گذار 1530 سپر در « 3 » سر از كينه جوشان همه « 4 » * چو گرداب قلزم خروشان همه « 5 » علم تيغ و « 6 » تير از هواى ستيز * رسيدند مانند سيلاب تيز « 7 » چو شير ژيان سربه‌سر كينه‌خواه * يمين سپه [ گشتشان ] « 8 » جلوه‌گاه به دست هزبران تفك‌هاى جنگ * گرفته به كف اژدرى هر « 9 » نهنگ سنان‌ها به « 10 » هر سو در آن رستخيز * به طعن دليران زبان كرده تيز 1535 ز « 11 » برق [ تفك سر علم ] « 12 » شعله‌بار * بدانسان كه نعل ستور از شرار ز نعل ستوران زرّين ركاب * نمىيافت جا بر زمين ، آفتاب « 13 » علم‌ها به قامت علامت شده * علامات روز « 14 » قيامت شده قباآهنان قيامت شكوه * كشيدند در پيش آن سيل ، كوه ستادند شيران مردم شكار * فشردند پاى شكوه استوار 1540 نبردآزمايان به صد فرّ و هنگ « 15 » * فتادند درهم چو شير [ و ] پلنگ
هامش
( 1 ) . م : از اين بيت تا بيت 1528 نيست . ( 2 ) . ب : ندارد . ( 3 ) . م : بر . ( 4 و 5 ) . ب : شده . ( 6 ) . م ، د و چ : ( و ) . ( 7 ) . ب : ندارد . ( 8 ) . ت : گشت از ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 9 ) . چ : چون . ( 10 ) . ب ، م ، د و چ : ز . ( 11 ) . چ : چو . ( 12 ) . ت : علم سر تفك ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 13 ) . ب : ندارد . ( 14 ) . ب ، م ، د و چ : جهان را قيام . ( 15 ) . ب : مرد جنگ .