تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
به تدبير فتحش عنان تافتند * زمين از « 1 » پى نقب بشكافتند تهى ساختند از يمين و يسار * به يك دَم ته « 2 » برج‌هاى حصار به زير حصار آتش افروختند * بر آتش دل دشمنان سوختند « 3 » 1390 از آن آتش فتنه برج حصار * برافروخته همچو گل‌هاى نار در آن قلعه هر دم « 4 » مشوّش همه * چو اهل جهنّم در آتش همه ز بس آتش كين در آن كارزار * چو منقل پر آتش درون حصار حصارى چنان كرد از « 5 » آتش قصور * ز تاب تجلّى فروريخت طور چو ديدند آن قوم برگشته روز * كه شد آتش اژدها بيشه « 6 » سوز 1395 گشادند دروازه‌ها در زمان * به دست دعا چون در آسمان « 7 » امان‌خواه پير و جوان آمدند * به نزديك شاه جهان « 8 » آمدند گشادند لب را به تقصير خويش * كه اى لطف عامت ز « 9 » اندازه بيش بدىها ز نابخردى كرده‌ايم * تو نيكى كن ار « 10 » ما بدى كرده‌ايم به بدخو به جز نيك‌خويى مكن * به جاى بدى جز نكويى مكن 1400 مده تا توانى نكويى ز دست * كه آيد بد از دست هركس كه هست شه از مرحمت نيز بنواخت [ ش ] « 11 » * به تاج سعادت سرافراخت [ ش ] « 12 » بديشان به لطف و كرم كار كرد * ز راه كرم لطف بسيار كرد شد از يارى بخت و عون « 13 » إله * چنان خيبرى « 14 » فتح بر دست شاه بيا ساقى آن مايهء صلح و جنگ * به من ده از آن آتش آب و « 15 » رنگ 1405 بزن « 16 » آب صلح آتش كينه را * تهى كن ز فكر جدل سينه را
هامش
( 1 ) . ب ، م ، د و چ : را . ( 2 ) . ب : همه ؛ د و چ : تهى . ( 3 ) . چ : اين بيت و بيت سپسين نيست . ( 4 ) . ب ، م ، د و چ : يكسر . ( 5 ) . ب : ز ؛ م : كرده ز . ( 6 ) . ب : سينه ؛ م : برد . ( 7 ) . چ : لت‌هاى اين بيت پس و پيش شده است . ( 8 ) . م : زمان . ( 9 ) . م : كه لطف خطّ مت در ( ! ) . ( 10 ) . چ : از ( ! ) . ( 11 و 12 ) . ت ، ب ، د و چ : بنواختشان - سرافراختشان ( ! ) ، متن براساس م نوشته شد ؛ چ : اين بيت و بيت سپسين نيست . ( 13 ) . ب ، م : د و چ : لطف . ( 14 ) . د : چتر ( ! ) . ( 15 ) . ب ، د و چ : ( و ) . ( 16 ) . چ : بر آن .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 206 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى