تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
كه در دفع خيل « 1 » غمم در نظر * دف آمد « 2 » سپر ، جام مى « 3 » خود زر

توجّه نمودن شاه عالم‌پناه به جانب حصارى كه در نواحى شيروان بوده و وى را مسخّر گردانيدن به عنايت الهى « 4 »

1330 گشايندهء اين حصار بلند * برآورد از « 5 » اين‌گونه زرّين كمند كه جمشيدفر شاه رستم ستيز * چو آورد بر « 6 » خيل دشمن « 7 » گريز حصارى در آن ملك بود استوار * زده « 8 » طعنه بر طاق « 9 » نيلى حصار گريزان ز خيل ظفر دستگاه * به آن قلعه برد از نهيبش « 10 » پناه در آن قلعه رفتند « 11 » انديشناك * چو بهرام [ پر ] « 12 » كينه در برج خاك 1335 مگو قلعه بل « 13 » كوه فرهاد بود * اساس وى از سنگ بيداد بود چو سدّ سكندر بنا ز آهنش * فلك سنگى افتاده در « 14 » دامنش چو انديشهء اهل همّت بلند * و زو « 15 » كوته انديشه‌ها [ را ] « 16 » كمند زحل كرده در خاك ريزش نگاه * چو « 17 » خورشيدش افتاده از سر كلاه از آن تا لب خندقش بىگمان * بود از زمين فرق تا آسمان 1340 از آنجا قدم هركه بالا نهاد * در اوّل قدم بر فلك پا نهاد فصيلش گذشته ز هفت آسمان * به تحت الثّرى خندقش توأمان يكى بر فرازى كه مهر بلند * بر او ره نيابد به چندين كمند يكى در نشيبى كه گاو زمين * نمودى چو ثور « 18 » از سپهر برين به گِردش كند نسر طائر طواف * چو سيمرغ پيرامن كوه قاف 1345 بروجش به دعوى زبان كرد [ ه ] باز * سخن كرده با كنگره « 19 » عرش‌ساز
هامش
( 1 ) . د : كه خيل در دفع ( ! ) . ( 2 ) . ب : آيد . ( 3 ) . چ : درآمد سر جام زر . ( 4 ) . م : ندارد ؛ ب : محاصره فرمودن شاه عالم‌پناه حصارى كه در حدود شروان بود و بيرون آمدن آن جماعت از حصار و بخشيدن شاه آن را ؛ د : محاصره فرمودن شاه حصارى را كه در نواحى شروان بود و گرفتن آن را ؛ چ : توجّه فرمودن شاه عالم‌پناه سوى حصارى كه در نواحى شيروان است و مسخّر كردن آن . ( 5 ) . م : ز . ( 6 ) . م و چ : در . ( 7 ) . ب : چو آن خيل ديدند از روى . ( 8 ) . چ : كه زد . ( 9 ) . م : پاى ( ! ) . ( 10 ) . ب ، م ، د و چ : بردند جمعى . ( 11 ) . م : بودند . ( 12 ) . ت : جر ( ؟ ) . ( 13 ) . چ : مگر قلعه بر . ( 14 ) . چ : بر . ( 15 ) . ب و چ : ازو ؛ م : از آن . ( 16 ) . چ : انديشه‌هاى . ( 17 ) . ب ، د و چ : ز . ( 18 ) . ب : مور . ( 19 ) . د : لنگر ( ! ) .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 203 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى