بنايش بود طاق گردان « 1 » سپهر * دو روزن ز ديوار او ماه و مهر
رواق فلك طاق دروازهاش * به عرش برين رفته آوازهاش
چه طاقى كه تزيين آفاق بود * چو قوس قزح در جهان طاق بود
لب خندقش آستان « 2 » عدم * ازو « 3 » تا به ملك عدم يك قدم
1350 ز بسيارى عمق وى از سپهر * نيفتد درو پرتو ماه و مهر « 4 »
بنايش چو دلهاى سنگيندلان * درش بسته چون خانهء مُدخَلان « 5 »
برآورده خورشيد تابنده ، سر * از آن قلعه چون قُبّههاى سپر
كمانهاى رستمدلان زمان * نمايان چو قوس قزح ز آسمان
اتاقَه سر از برجها برزده * ملك بر فراز فلك پر زده
1355 سپرها چو چرخ فلك سربهسر * تداويرش از قبّههاى سپر « 6 »
سپاه ظفر يار نصرتشعار * دويدند پيرامن آن حصار
چو اين مشعل عالمافروز مهر * درافتاد از قلعهگاه سپهر
خديو جهان شاه عالمپناه * چنين داد فرمان كه خيل و سپاه
شوند از جوانب مشاعلفروز * نجنبد كس از جاى خود تا به روز
1360 بر آن قلعه چشم يلان زمان * چو دست دعا بود « 7 » بر آسمان
چو كوكب پى پاس از هر كنار * بسى ديده بر روزن آن حصار
به بالاى آن قلعه مشعل روان * [ چو بر ] « 8 » آسمان نجم ثاقب دوان
چو صبح از ميان تيغ كين بركشيد * به دم اژدر « 9 » شام را دركشيد
به طبل و علم شاه گردون سرير * برآمد بر اين « 10 » قلعهء دلپذير
1365 غريو نفير از فلك تاب برد * ز چشم كواكب ، دهل خواب برد « 11 »
گرفتند گردان سپرها به چنگ * ز هر سو گشادند [ درهاى « 12 » ] جنگ
هامش
( 1 ) . ب : بنايش نمايد قرين با .
( 2 ) . ب : آسمان .
( 3 ) . م : و زو .
( 4 ) . ب ، م ، د و چ : ترتيب ابيات 1347 - 1350 بدين ترتيب است : 1349 ، 1350 ، 1347 و 1348 ؛ م پس از اين بيت افزوده است :ز دروازهاش كافت انگيخته * كمانهاى رستم درآويخته( 5 ) . ب : منجلان ( ! ) .
( 6 ) . ب ، د و چ : ندارد .
( 7 ) . د و چ : برد .
( 8 ) . ت : بر آن ( ؟ ) متن براساس ب نوشته شد .
( 9 ) . م : اژدها .
( 10 ) . م : آن .
( 11 ) . چ : ندارد .
( 12 ) . ت : مخدوش است ، متن براساس م نوشته شد ؛ ب : دريا .