تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
خروش تفك « 1 » از ثريّا گذشت * چپرها شكست « 2 » از سپرها گذشت برافروخت رعد آتش كارزار * پر آتش شد [ از ] سنگ و « 3 » آتش حصار تفك همچو رعد بهاران رسيد * ز دود ابر و از سنگ باران رسيد 1370 مشبّك حصار « 4 » از خدنگ سپاه * چو از انجم « 5 » اين نيلگون بارگاه شدند اهل [ آن ] قلعه زار و ذليل * ز سنگ « 6 » تفك همچو اصحاب فيل ز بس در هوا كرد ميدان جنگ * نه بررفت تير و « 7 » نه افتاد سنگ فلك كرد [ ه ] در كينه‌خواهى هجوم * فلاخَن ز مه كرده سنگ از نجوم ز بس سنگ رعد اندر آن كارزار * چو لاله شد [ ه ] رخنه‌ها در حصار 1375 ز تيرى كه بر چرخ گردان شده * ز انجم فلك پر ز پيكان شده ز ديوار [ و ] در سنگ كين آمده * بلا ز آسمان بر زمين آمده برآورد [ ه ] سر ، اژدهاى كمند * كه شير فلك را درآرد به بند فكند از سر كين يكى سنگ جنگ * كه خاك « 8 » عدو را برآرد به « 9 » سنگ فلاخن يكى ديگر از پنجه ساخت * به [ سنگ ] « 10 » ستم خصم را رنجه ساخت 1380 ز هر سو يكى قامت « 11 » افراخته * ز دوش [ و ] كَتِف نردبان ساخته يكى ناخنش خَسته در زور « 12 » جنگ * چو از تيشهء كوه‌كن خاره‌سنگ در آن برج ، خصم از تفك خسته‌حال * وز « 13 » آن اختر بخت او در و بال همه برج و بارو « 14 » ز پا تا به فرق * چو تاج خروسان به خون گشته غرق ز « 15 » خون گشته ديوار كين لاله‌گون * وز آن خندقش گشته درياى خون « 16 » 1385 چو دريا ز خون ، دهر بىتاب بود « 17 » * ز درياى خون قلعه گرداب بود چو ديدند جنگ‌آوران [ آن ] زمان * كه نتوان گرفتن به جنگ « 18 » آسمان
هامش
( 1 ) . ب : نفير . ( 2 ) . چ : سپرها نگشت ( ! ) . ( 3 ) . ب : هوا آتش و سنگ ( و ) ؛ د : ( و ) . ( 4 ) . چ : بشد . ( 5 ) . م : چو انجم از . ( 6 ) . م : سنگ و . ( 7 ) . د : ( و ) . ( 8 ) . ب : سنگ . ( 9 ) . ب و د : ز . ( 10 ) . ت : جنگ ( ؟ ) متن براساس ب نوشته شد . ( 11 ) . ب : قاف ( ! ) . ( 12 ) . ب ، م ، د و چ : ديوار . ( 13 ) . ب و م : از . ( 14 ) . م و چ : باره . ( 15 ) . چ : به . ( 16 ) . ب : اين بيت و بيت سپسين نيست . ( 17 ) . م : نه خندق كه درياى خوناب بود . ( 18 ) . د و چ : چنگ .