سكندرنشان شاه گردن « 1 » فراز * به آهنگ ياجوج شد چارهساز « 2 »
ز درياى لشكر برآمد غريو * سليمان روان شد به تسخير ديو
1180 پَر فرق گردنكشان بر « 3 » فلك * به همراهيش خيلخيل از ملك
ز رنگين علمهاى شاه زمان « 4 » * شده در حجاب اطلس آسمان
گرفت از سر كينه در دست ، تيغ * عيان گشت برق درخشان [ ز ] « 5 » ميغ
از اينجا « 6 » به طبل و علم شد روان * سر « 7 » سروران در ركابش دوان
به قطع منازل نمودى شتاب * به روز و به شب چون مه و آفتاب
1185 ستورانشان تند [ و ] سركش همه * ز گرمى چو برق ، آب و آتش همه
سوى پاكده « 8 » جلوه آغاز كرد * هماى ظفر عزم پرواز كرد « 9 »
چو افتاد بر پاكده « 10 » راه شاه « 11 » * بساط زمين شد همه شاه راه
شد آن نازنين منزل جان سرشت « 12 » * ز يمن قدومش چو خرّم بهشت
بجنبيد از جا « 13 » به خيل و سپاه * چو خورشيد شد طارمش جلوهگاه
1190 سوى اردبيل « 14 » آنگهى راند رخش * ز ارواح اجداد خود يافت بخش
به سوى مزار پدر جلوهساز * در آن كعبه آورد روى نياز
بر اطراف آن قصر قدسى مطاف * ملك در دعا و فلك در طواف
زده لنگرش « 15 » پنجه در طاق « 16 » عرش * ز گلدستههايش خجل ساق عرش
درو « 17 » مُصحَف از بهر امن و امان * بود لوح محفوظ « 18 » در « 19 » آسمان
1195 سپهر آمدش قبّهء بارگاه * دو قنديل رخشنده ، خورشيد و ماه
در كعبه وصفش مگر كوش كرد * كه چون حيدرى « 20 » حلقه در گوش كرد
در آن كعبه گر « 21 » مولد حيدر است * در اين ، مدفن حيدر « 22 » ديگر است
هامش
( 1 ) . د و چ : گردون .
( 2 ) . ب ، م و د : جلوهساز ؛ چ : سرفراز .
( 3 ) . د : از .
( 4 ) . چ : جهان .
( 5 ) . ت : به ( ! ) متن براساس ب نوشته شد .
( 6 ) . ب ، م ، د و چ : آنجا .
( 7 ) . ب ، م ، د : سپه .
( 8 ) . م : در .
( 9 ) . ب : ندارد .
( 10 ) . م : در .
( 11 ) . چ : شاه راه .
( 12 ) . د : منزل نازنين سرنوشت .
( 13 ) . چ : آنجا .
( 14 ) . م و چ : اردويل .
( 15 ) . ب ، م و چ : كنگرش .
( 16 ) . ب : ساق .
( 17 ) . م : در آن .
( 18 ) . چ : مصحف از لوح .
( 19 ) . م و د : بر .
( 20 ) . چ : ( ى ) .
( 21 ) . ب : كو .
( 22 ) . د : حيدرى .