تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
1115 چو آمد تو را نخل دولت به بار * به خامى « 1 » ز بارش مبر ، زينهار ز بيدادى آسمان كَهُن * مشو ايمن و ترك اين كار كُن نيامد سخن‌هاى آن نامدار * پسند شهنشاه عالم‌مدار « 2 » به سويش دگرباره پيغام داد * كه اى از تو كار جهان [ را ] « 3 » گشاد چو آمد ز غيبم نويد ظهور * نبينم ز تأخير آن جز قصور 1120 كنونم چو صبح سعادت دميد * به فردا در آن كى توانم رسيد تو را مىدهد فرصتى « 4 » روزگار * عنان تاب [ و ] فرصت غنيمت شمار گر از نافه نايد برون مشك ناب * دماغ جهان كى كند « 5 » عطرياب مكن منع از اين كار و بازم « 6 » مدار * كسى چون كند منع شير از شكار ز رفتن بود منع من ناصواب * كه باشد سفر لازم آفتاب 1125 ز پرواز اگر « 7 » كس كند منع باز * [ تو شايد ] « 8 » كه دارى مرا نيز باز نباشد مرا ز اين سفر چاره‌اى * چه سازم ، ندارم دگر چاره‌اى هنوز اين خيال من از صد ، يكيست * ز فكرى كه من كرده‌ام ، اندكيست مبادا كه شروان‌شه كينه‌كوش * دگرباره آيد چو دريا به جوش برانگيزد از نعل اسبان شرار * زند آتش اندر يمين و يسار « 9 » 1130 به يكباره ترك مدارا كند * نفاق نهان آشكارا كند صلاح آن بود كاندر اين نو « 10 » بهار * نتابم عنان از ره كارزار « 11 » ازو پيش كوبم در كينه را * كه نبود بدل دست « 12 » پيشينه را از آن پيشتر بُرَّمَش هردو « 13 » دست * كه تيرى به قصدم درآرد به شست « 14 » چو والىّ گيلان شنيد اين « 15 » خطاب * چنين داد فرمانِ شه را جواب
هامش
( 1 ) . م : جايى . ( 2 ) . م : ندارد . ( 3 ) . ت : كارى جهانى ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 4 ) . چ : ( ى ) . ( 5 ) . م و چ : شود . ( 6 ) . م : وزين كار و بارم . ( 7 ) . م : گر . ( 8 ) . ت : نشايد ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 9 ) . ب : اين بيت با بيت سپسين ، پس و پيش شده است ؛ چ : ندارد . ( 10 ) . چ : ( نو ) . ( 11 ) . چ : روزگار . ( 12 ) . م : مشت . ( 13 ) . ب : از آن پيش آرم سپر را به . ( 14 ) . ب : درآيد به پشت . ( 15 ) . د : آن .