تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
بر « 1 » ايوان او بهر دفع گزند * درآويخته عقد پروين ، سپند وز « 2 » آنجا به شروان عنان « 3 » تاب شد * وز آن زهرهء شير چرخ ، آب شد 1200 بيا ساقى آن جام كاووس را * كه از دل برد فكر ناموس را به من ده كه چون توبه از لعل « 4 » و جام * حرام است بر عاشقان ننگ و نام بيا مطربا خوش كن آهنگ را * ز رگ‌هاى جان تار كن چنگ را به يك نغمه جان و دلم تازه كن * وز آن گوش گيتى « 5 » پرآوازه كن

محاربه كردن شاه عالم‌پناه با شروانشاه و كشته شدن او با خيل « 6 » و سپاه « 7 »

چو بگرفت داراى گردان « 8 » سپهر * جهان را به تيغ جهان‌سوز مهر 1205 به تخت افق شاه انجم نشست * و زو « 9 » بر سپاه شب آمد شكست به حكم جهانگير كشورگشاى * بجنبيد درياى لشكر ز جاى « 10 » چو صور قيامت صفير نفير * برون برد هوش از سر چرخ پير كجك « 11 » بر دهل فتنه بنياد كرد * دهل دست بر سر زد و داد كرد علم‌هاى و الا « 12 » قد آراستند * به نظّارهء جنگ برخاستند « 13 » 1210 شد از پرچم طوق « 14 » عالى اساس * عيان « 15 » ابلق آسمان را قطاس مه سر علم بر فلك سرفراز * جَلاجِل دف زهره را كرد ساز ز جولان شيران در آن دشت كين * تزلزل درآمد به گاو زمين تفك زنده فيلان « 16 » جنگى به دست * به خرطوم در جلوه پيلان « 17 » مست به آهنگ كين شاه خورشيد راى * بجنبيد و « 18 » گردون درآمد ز جاى
هامش
( 1 ) . چ : در . ( 2 ) . ب ، م ، د و چ : از . ( 3 ) . د : مخدوش است . ( 4 ) . ب ، م ، د و چ : نقل . ( 5 ) . د : عالم . ( 6 ) . د : يا تمامى . ( 7 ) . م : عنوان ندارد ؛ ب : توجّه فرمودن شاه عالميان به جانب شروان و محاربه فرمودن به شروانشاه و گرفتار شدن پادشاه شروان با خيل و سپاه ؛ چ : محاربه كردن گيتى پناه فلك بارگاه به شيروان شاه و كشته شدن او با خيل و سپاه . ( 8 ) . ب ، م و چ : گردون . ( 9 ) . د : وز آن . ( 10 ) . چ : لت‌هاى اين بيت پس و پيش شده است . ( 11 ) . چ : غچك . ( 12 ) . م ، د و چ : علم‌ها چو خوبان . ( 13 ) . ب : ندارد . ( 14 ) . چ : طاق . ( 15 ) . چ : عنان . ( 16 ) . م : شيران ؛ ب : تك باد پايان . ( 17 ) . ب ، د و چ : فيلان . ( 18 ) . چ : ( و ) .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 196 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى