تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
گشايم در كين و بيداد را * پر از خون كنم شطّ بغداد را پى صيد ماهى در آن ترك‌تاز * ز عكس گره‌ها « 1 » كنم وام باز ز گيسوى طوق ثريّا اساس * دهم بهر اسبان آبى قُطاس 1035 وز آنجا كنم سوى گرجى خرام * [ سگ ] « 2 » خود كنم گرجيان را تمام ز بهر مكافات خون حسين * به سرحدّ شام « 3 » آورم شور و شين ز گرد يلان سپهر احتشام * كنم روز شاهى سيه همچو شام پس از كارسازىّ آن مرزوبوم * سپاهى بر « 4 » آرم به اقصاى روم قدم بر سرير سكندر نهم * علم بر سر قصر قيصر نهم 1040 سزد روم اورنگ سلطانيم * كه امروز اسكندر ثانيم به جنبش درآرم محيط ستيز * شوم بر سر زنگيان موج‌ريز به گردون رسانم غبار سپاه * كنم كوكب بخت زنگى سياه چو آن وحشيان را به دام آورم * به سوى خراسان خرام آورم خراسانيان را كنم احترام * ستانم ز خوبان آن ملك كام « 5 » 1045 سمرقند را غيرت چين كنم * جبين مخالف پر از چين كنم به خاك افكنم فرق خاقان چين * اگر فرش را هم نسازد جبين « 6 » گر از سر نسازد تهى افسرش * تهى سازم از فكر شاهى سرش چو بينم درآيد به زير نگين * كنم صيد ، مشكين غزالان چين چو عشقم از آنجا « 7 » شود رهنماى * دهم دل به مشكين خطان خطاى 1050 چو از گُل تهى سازم آن بوستان * كنم جلوه در « 8 » ملك هندوستان به دريا زنم خيمه همچون « 9 » حباب * عيان سازم از موج آبش « 10 » طناب محيط از سپه در تزلزل كشم * ز پشت نهنگان بر او « 11 » پل كشم ز پيكان به قصد نهنگان آب * كنم بحر هندوستان پرحباب به جولان كشتى « 12 » كشم بادپاى * كنم برج آبى چو خورشيد جاى
هامش
( 1 ) . ب ، م ، د و چ : زره . ( 2 ) . ت : افتاده است . ( 3 ) . چ : چين . ( 4 ) . ب ، م ، د و چ : در . ( 5 ) . چ : ندارد . ( 6 ) . ب : اين بيت و بيت پيشين نيست . ( 7 ) . ب : اينجا . ( 8 ) . م و چ : جلوه‌گه . ( 9 ) . م : ( هم ) ( ! ) . ( 10 ) . ب : آبى . ( 11 ) . م : آن . ( 12 ) . ز گيتى .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 188 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى