تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
مرا جوشن آمد لباس حرير * بود از لباس حريرم گزير 990 به گيسوى مشكين يارم چه كار * بود پرچم طوق من مشك‌بار سپر گشت بالين « 1 » مرا زير سر * سرم را به بالين چه حاجت « 2 » دگر ندارد سرم تاج زرّين هوس * مرا خود فولاد « 3 » من « 4 » تاج و « 5 » بس كمانم بود « 6 » فتنه را در كمين * از آن كرده خم قامت نازنين كمندم كه چون زلف جانان « 7 » بود * چو مو بر خود از كينه بىجان بود 995 برآورد « 8 » سر همچو مار دو سر * سنانم سر فتنه دارد دگر نه تيرم بود ، از پر آراسته * كه از كينه مويش ز تن [ خاسته « 9 » ] چنان « 10 » خواهم از بخشش كردگار * كه دولت « 11 » شود ياور [ و ] بخت يار سپهرم ز نصرت دهد آگهى * كه سازم جهان را ز دشمن تهى ستانم ز شاهان عالم خراج * دهم ملّت احمدى را رواج 1000 ز آل پيمبر منم يادگار * منم اختر برج هشت و چهار گل گلشن آل پيغمبرم * جگر گوشهء حيدر صفدرم منم غنچهء باغ شاهنشهى * منم سرو بستان فرماندهى صف‌آراى ميدان شاهى منم * سزاوار ظلّ الهى منم ز من ديده آيين دولت نوى * مرا مىرسد دعوى خسروى 1005 بود تيغ من آفتاب زمين * كه روى زمينش بود در نگين خدنگم كه فرخنده عادت بود * نمودار سهم « 12 » سعادت بود سنان گر كشد رويتن ، بىدريغ * چو پرگار سازم دو « 13 » نيمش به تيغ رود در ركاب من افراسياب * كه حلقه به گوشش كنم از ركاب كنم كاسهء فرق اسفنديار * ز خونش پر از بادهء خوش‌گوار 1010 شود كوه اگر رويتن « 14 » در ستيز * علم « 15 » بر سرش برق‌سان تيغ تيز
هامش
( 1 ) . چ : بالش . ( 2 ) . م : چه حاجت به بالين . ( 3 ) . ب : پولاد . ( 4 ) . م : فولاديم . ( 5 ) . ب ، م ، د و چ : ( و ) . ( 6 ) . ب : در . ( 7 ) . م : خوبان . ( 8 ) . ب ، م و د : برآورده . ( 9 ) . ت ، ب و چ : خواسته ( ! ) متن براساس م نوشته شد . ( 10 ) . چ : چنين . ( 11 ) . چ : با من . ( 12 ) . ب : صبح . ( 13 ) . ب : به ( ! ) . ( 14 ) . م : رويتن ار ( ! ) . ( 15 ) . م و چ : زنم ؛ ت : علاوه بر « علم » ، « زنم » نيز افزود شده است .