تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
ز خيل « 1 » بهاران برآمد خروش * ز نيلوفر آمد چمن خود « 2 » پوش « 3 » در « 4 » آب روان « 5 » عكس بيد آشكار * شده خنجر « 6 » برگ او « 7 » آبدار رياحين برآراسته لشكرش * سپر شد گل و قبّه نيلوفرش برآنم كه من هم در اين روزگار « 8 » * گشايم در فتنه و كارزار 975 خيال جهانگيريم در سر است * مرا در سر انديشهء افسر است دلم را ز انديشهء كارزار * نباشد تمنّاى باغ و بهار صف كين مرا طرف گلشن بس است « 9 » * گل و « 10 » غنچه‌ام خود و جوشن بس است « 11 » خدنگم نهالى بود دلپذير * نهال « 12 » مرا غنچه ، پيكان تير بود سوسن باغ من تيغ كين * سپرهاى گلگون گل آتشين 980 علم‌هاى آلم « 13 » بود لاله‌زار * چمن‌هاى دلكش « 14 » صف گيرودار دل از صحن گلزارم آمد « 15 » به تنگ * مرا دل گشايد ز ميدان جنگ بود شيههء باد پايم به گوش * به از نغمهء بلبل پرخروش نهالى بود نيزه‌ام نازنين * ز والاى آتش « 16 » گل آتشين « 17 » از آن است نيلوفرم دلگشاى * كه بر صورت طبلِ باز است و ناى « 18 » 985 خم زلف يارم نباشد پسند * پسندم بود حلقه‌هاى كمند زره پيش چشمم « 19 » گه كارزار * بود خوش‌تر از چشم جادوى يار به شكل كمان مايل آمد دلم * به ابروى خوبان از آن مايلم از آنم سگ آهوى چشم يار * كه ماند به تركان « 20 » خنجر گذار
هامش
( 1 ) . ب : سيل . ( 2 ) . چ : جبّه . ( 3 ) . ب : اين بيت پس از بيت 972 آمده است . ( 4 ) . م : زد . ( 5 ) . چ : در آبى كه شد . ( 6 ) . چ : خنجر و . ( 7 ) . م : آن . ( 8 ) . ب ، م ، د و چ : نوبهار . ( 9 ) . چ : به دست . ( 10 ) . چ : چو گل . ( 11 ) . چ : به دست . ( 12 ) . د و چ : نهالى . ( 13 ) . د : عالم ( ؟ ) . ( 14 ) . م : گلشن . ( 15 ) . ب ، م و د : آيد . ( 16 ) . ب : آلش ( ؟ ) . ( 17 ) . م : پس از اين بيت افزوده است :مرا خوش‌تر از گل بود [ تيغ ] تيز * كه [ تيز است ] چون نيزه‌ام در ستيز بر او از دلم زلف سنبل قرار * كه همچون كمندم بود تاب‌دار به صبحى صداى جرس‌هاى زر * ز نيلوفرم بس بود در نظر( 18 ) . د : اين بيت پس از بيت 979 آمده است . ( 19 ) . م : زره‌پوش چشمان . ( 20 ) . چ : مژگان .