ز خيل « 1 » بهاران برآمد خروش * ز نيلوفر آمد چمن خود « 2 » پوش « 3 »
در « 4 » آب روان « 5 » عكس بيد آشكار * شده خنجر « 6 » برگ او « 7 » آبدار
رياحين برآراسته لشكرش * سپر شد گل و قبّه نيلوفرش
برآنم كه من هم در اين روزگار « 8 » * گشايم در فتنه و كارزار
975 خيال جهانگيريم در سر است * مرا در سر انديشهء افسر است
دلم را ز انديشهء كارزار * نباشد تمنّاى باغ و بهار
صف كين مرا طرف گلشن بس است « 9 » * گل و « 10 » غنچهام خود و جوشن بس است « 11 »
خدنگم نهالى بود دلپذير * نهال « 12 » مرا غنچه ، پيكان تير
بود سوسن باغ من تيغ كين * سپرهاى گلگون گل آتشين
980 علمهاى آلم « 13 » بود لالهزار * چمنهاى دلكش « 14 » صف گيرودار
دل از صحن گلزارم آمد « 15 » به تنگ * مرا دل گشايد ز ميدان جنگ
بود شيههء باد پايم به گوش * به از نغمهء بلبل پرخروش
نهالى بود نيزهام نازنين * ز والاى آتش « 16 » گل آتشين « 17 »
از آن است نيلوفرم دلگشاى * كه بر صورت طبلِ باز است و ناى « 18 »
985 خم زلف يارم نباشد پسند * پسندم بود حلقههاى كمند
زره پيش چشمم « 19 » گه كارزار * بود خوشتر از چشم جادوى يار
به شكل كمان مايل آمد دلم * به ابروى خوبان از آن مايلم
از آنم سگ آهوى چشم يار * كه ماند به تركان « 20 » خنجر گذار
هامش
( 1 ) . ب : سيل .
( 2 ) . چ : جبّه .
( 3 ) . ب : اين بيت پس از بيت 972 آمده است .
( 4 ) . م : زد .
( 5 ) . چ : در آبى كه شد .
( 6 ) . چ : خنجر و .
( 7 ) . م : آن .
( 8 ) . ب ، م ، د و چ : نوبهار .
( 9 ) . چ : به دست .
( 10 ) . چ : چو گل .
( 11 ) . چ : به دست .
( 12 ) . د و چ : نهالى .
( 13 ) . د : عالم ( ؟ ) .
( 14 ) . م : گلشن .
( 15 ) . ب ، م و د : آيد .
( 16 ) . ب : آلش ( ؟ ) .
( 17 ) . م : پس از اين بيت افزوده است :مرا خوشتر از گل بود [ تيغ ] تيز * كه [ تيز است ] چون نيزهام در ستيز
بر او از دلم زلف سنبل قرار * كه همچون كمندم بود تابدار
به صبحى صداى جرسهاى زر * ز نيلوفرم بس بود در نظر( 18 ) . د : اين بيت پس از بيت 979 آمده است .
( 19 ) . م : زرهپوش چشمان .
( 20 ) . چ : مژگان .