تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
چراغ « 1 » گل افروخته از نسيم * وز آن شاخ گل گشته نخل كليم « 2 » كه از غنچهء لاله رخشان شده * وز آن كان لعل بدخشان شده « 3 » صنوبر زده شانه گيسوى خويش * كشيده دل « 4 » عالمى سوى خويش سر جعد سنبل پريشان شده * چو زلف بتان آفت جان « 5 » شده 955 عيان شاخ گل ز « 6 » آب صافى ضمير * چو قدّ بتان در لباس حرير « 7 » گشاده سر نافه را مشك بيد * شده بيد را تازه شاخ « 8 » اميد بود « 9 » غنچهء ياسمين « 10 » دلپذير * كه طفل است و پستان « 11 » و « 12 » لب پر ز شير عيان صورت گل در آب زلال * چو ديباى هندىّ و تَمغاى « 13 » آل شده آب را عكس غنچه حباب * و ليكن حبابى نگو [ ن ] زير آب 960 به فصل [ ى ] چنين شاه فرّخ سرشت * برآراست بزمى چو باغ بهشت محبّان پاكيزه‌دل را تمام * نشانيد بر مسند احترام « 14 » ز درياى لب ريخت درّ خوشاب * كه اى نامداران مالك رقاب بهار است و نوروز عشرت‌فزاى * بجنبيد شاه كواكب ز جاى به طبل و علم آمد از ماه و مهر * به ميدان كين شهسوار سپهر 965 ز برق درخشان و « 15 » بارنده ميغ * فضاى فلك شد پر از تير و تيغ فروريخت تير تگرگ آسمان * ز قوس قزح كرده بر زه كمان فروكوفت رعد از افق كوس جنگ * به جنبش درآمد سپهر دو رنگ « 16 » به جنگ سپهر از پى ترك‌تاز * شد از نجم ثاقب فلك نيزه‌باز چنان زير جوشن نهان شد سپهر * كه جز ديده ننمايد « 17 » از ماه و مهر 970 ز اوج فلك تيرباران ، سحاب * ز سهمش سپروار بحر از حباب
هامش
( 1 ) . چ : چراغى . ( 2 ) . د : وز آن كان لعل بدخشان شده ( ! ) . ( 3 ) . د : اين بيت بدين‌گونه نيامده و لت دوم به اشتباه به جاى لت دوم بيت قبل آمده است ( - بيت 951 ) ؛ م : اين بيت پس از بيت 948 آمده است . ( 4 ) . چ : دلى . ( 5 ) . ب : دلاويز چون زلف خوبان . ( 6 ) . چ : از ( گل ز ) ( ! ) . ( 7 ) . د : ندارد . ( 8 ) . چ : نخل . ( 9 ) . ب : شده . ( 10 ) . ب ، م و د : ياسمن . ( 11 ) . چ : بستان . ( 12 ) . ب و م : ( و ) . ( 13 ) . چ : عنقاى . ( 14 ) . ب : اين بيت با بيت پيشين ، پس و پيش شده است . ( 15 ) . د : ( و ) . ( 16 ) . ب : درنگ ( ؟ ) . ( 17 ) . ب و چ : ننمودش .