تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
ز مضراب زن بر رگ عود نيش « 1 » * كه خون ريزم از چشم نمناك « 2 » خويش

در صفت عالى حضرت فلك آستان ملك آشيان سلطان حيدر كه نخل بستان است « 3 »

رقم سنج اين نامهء دلپذير * چنين ريخت مشك ختن بر حرير كه بود از بزرگان آل رسول * ثريّا جنابى به صدر قبول نبى را مطيع و ولى را يلى * به مردىّ و مردانگى « 4 » چون على 805 همان صولت حيدر صفدرش * فلك كرده نام نكو حيدرش گرفته ازو ملك و ملّت رواج * سران را به پابوس او احتياج به همّت بلند و به دولت « 5 » قوى * طريق نبى زو گرفته نوى جهان را سر و سرور و شهريار * و ليكن به درويشيش افتخار نمودى مصلّاى طاعت‌ورى * به چشمش به از تخت « 6 » اسكندرى 810 به ابروى خوبان عنان تاب بود * كه بر صورت طاق محراب بود نگشتى ز زلف بتان بهره‌مند « 7 » * كه زنّار ، دين را بود ناپسند مقيم آن شهنشاه پاك اعتقاد * كمر بسته بودى به راه جهاد به گاهى كه شاه كواكب سپاه * سرير حمل ساختى تكيه‌گاه « 8 » ببستى كمر ، كينِ كفّار « 9 » را * گسستى ز هم رشته زنّار را « 10 » 815 به ملكى « 11 » كه آمد شد شاه بود * ولايات شروان سر راه بود ز آمد شد « 12 » شاه عالى اساس * بسى داشت والىّ شروان هراس
هامش
( 1 ) . ب : بيش ؛ چ : ريش . ( 2 ) . ب : خون‌بار . ( 3 ) . م : عنوان ندارد ؛ ب : صفت عالى حضرت ملك آشيان فلك آستان ، شاه سلطان حيدر ، كه غنچهء گلبن آل رسول و دوحهء بوستان بتول است و به شروان رفتن آن حضرت و با شروانيان رزم كردن و درجهء شهادت يافتن ؛ د : صفت عالى حضرت فلك آستان ، سلطان حيدر صفوى ، كه بوستان [ و ] دوحهء آل رسول و غنچهء گلستان نبوّت است و به شروان رفتن آن حضرت و مرتبهء شهادت و درجهء سعادت يافتن ؛ چ : صفت عالى حضرت ملك آشيان فلك آستان آن حضرت و با شيروان شاه رزم كردن و درجهء شهادت يافتن . ( 4 ) . ب ، م و چ : به مردانگىّ و يلى ؛ د : به مردانگىّ ولى . ( 5 ) . م : قوّت . ( 6 ) . م : ملك . ( 7 ) . ب : پاىبند . ( 8 ) . د و چ : تختگاه ؛ ب : ندارد . ( 9 ) . ب : زنّار . ( 10 ) . د : ندارد . ( 11 ) . ب : جايى . ( 12 ) . چ : ز انديشه .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 176 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى