تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
به وصف تَمُر گر نمىسفت دُر * نمىگشت ازو گوش « 1 » ايّام پُر برآنم كه من هم در ايّام تو * سخن را زنم سكّه بر نام تو گهرهاى معنى نثارت كنم * نثار از دُر شاهوارت كنم سخن را به جايى رسانم « 2 » كمند * كه احسنت گويد سپهر بلند « 3 » 705 تو شاه جهانىّ و شاهى تو راست * مسلّم ز مه تا به ماهى تو راست جهان را تويى سرور و شهريار * تو را شد مسخّر چنين روزگار شد اين مرتبت هم ميسّر مرا * كه ملك سخن شد مسخّر مرا شدم در صفات تو سحرآفرين * كه در دين حلال است سحر [ ى ] چنين « 4 » بود سحر من آيتى « 5 » ز آسمان * به اعجاز پيغمبرى ، توأمان 710 دعاى تو زيب ورق كرده‌ام * نثارت چو گل بر « 6 » طبق كرده‌ام سخن گرچه بس بىبها گوهرى « 7 » است * بهاى وى اقبال نيك‌اخترى « 8 » است « 9 » مرا نامه جنس سفيد و سياه * خريدار جنس من اقبال شاه به حمد اللّه اى شاه دانش شعار * كه جوهرشناسىّ و صاحب عيار « 10 » ز گوهر منت گر نثار آورم * تو دانىّ و بس « 11 » قيمت گوهرم 715 گر اقبال شاهم ميسّر شود * مسم از چنان كيميا زر شود « 12 » اگر من ز ارباب نامى نيم * به حُسنِ سخن چون نظامى نيم بس است اين‌كه كان سخن رُفته‌ام * به وصف تو لعل [ و ] گهر سُفته‌ام گهرها كه سُفتم در ايّام تو * كشيدم درو « 13 » رشته از نام تو ز گفتار فردوسى پاك‌زاد * اگر ماند نام جم [ و ] كيقباد 720 اميد است كاين نامه « 14 » چون « 15 » نگار * بماند ز « 16 » نام تو در روزگار
هامش
( 1 ) . م : از نامش . ( 2 ) . د : رسانم به جايى . ( 3 ) . ب : لت‌هاى اين بيت پس و پيش شده است . ( 4 ) . چ : اين بيت و بيت پيشين نيست . ( 5 ) . ب و چ : رايتى . ( 6 ) . چ : پر . ( 7 و 8 ) . م : ( ى ) . ( 9 ) . ب : از اين بيت تا بيت 715 نيست . ( 10 ) . د : اين بيت پس از بيت 717 آمده است . ( 11 ) . م : توانى دهى ؛ چ : ( و ) بسى . ( 12 ) . م : از اين بيت تا بيت 717 نيست . ( 13 ) . م : در آن . ( 14 ) . م و د : ( ه ) . ( 15 ) . د : ( چون ) ( ! ) . ( 16 ) . ب : بمانند ( ز ) ؛ م : به .