تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
قلم گر گشايد به صورتگرى * پرد صورت از جاى خود چون پرى « 1 » به نقشى كه مانى صفت كار كرد * ز كلك دو سر [ كار « 2 » ] پرگار كرد بود نسخه‌اش صفحهء ماه و مهر * به دعوى درآويخته از « 3 » سپهر چو كلك من از فكر چابك روى * دهد داستان كهن را نوى 645 به تاراج وى رفته « 4 » گلزارها * كشيده سر از گوش‌ها خارها ز گل‌هاى معنى تهى طرف باغ * شبستان انديشه دور از چراغ « 5 » نه در بزم انديشه « 6 » ساغر ، نه جام * نه از خم نشان و « 7 » نه از باده نام تهى فكر شد « 8 » از گهرهاى ناب * سپهر سخن بى مه و آفتاب مرا ليك ازو « 9 » در جگر خارخار * گلى بشكفد « 10 » هر دم از روزگار 650 در اين برگ‌ريز سخن هركسى * ز من ديده « 11 » گل‌هاى معنى بسى ز تاراج باد خزان ستم * گلستان باغ ارم را چه غم گل آن چمن « 12 » گر نشد ملك من * ز خارش دهد نوش « 13 » جان « 14 » كلك « 15 » من نى كلكم آن نخل بارآور است * كه برگش نبات و برش شكّر است « 16 » نهاليست هر بيتم آراسته * ز گلزار باغ ارم [ خاسته « 17 » ] « 18 » 655 ز ابيات « 19 » رنگين كه پيراستم * چمن‌هاى دلكش بياراستم « 20 » گر از گل تهى گشت « 21 » آن بوستان * ولى ميوه چيدم پى دوستان نچيدم گل امّا ثمر يافتم * صدف گر نديدم « 22 » گهر يافتم مرا بحر فكر از گهر پاك نيست * صدف گر نباشد از آن باك نيست برآورد صبح سعادت علم * فروغ چراغ ار نباشد چه غم
هامش
( 1 ) . ب ندارد ؛ د : از اين بيت تا بيت 696 نيست . ( 2 ) . ت : كرد ( ! ) . ( 3 ) . چ : چون . ( 4 ) . چ : ( ه ) . ( 5 ) . چ : ندارد . ( 6 ) . چ : در بزم ايشان نه ( ! ) . ( 7 ) . ب : نشانى ( و ) . ( 8 ) . ب : بكر فكر ؛ م و چ : بحر فكر . ( 9 ) . ب ، م و چ : از آن . ( 10 ) . م : نشكفد . ( 11 ) . چ : ز ديدار ( ! ) . ( 12 ) . چ : انجمن . ( 13 ) . ب : ملك . ( 14 ) . چ : را . ( 15 ) . م : كلك نوش جان ( ! ) . ( 16 ) . ب : ولى نخل ( بالاى « نخل » افزوده شده است : « قدر » ) نوباوه افزون‌تر است . ( 17 ) . ت و چ : خواسته ( ! ) . ( 18 ) . ب : از اين بيت تا بيت 666 نيست . ( 19 ) . م : گل‌هاى . ( 20 ) . م و چ : برآراستم . ( 21 ) . م و چ : بود . ( 22 ) . چ : ندارم .