تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
660 بود با مه از نور شمعم فراغ * به شام « 1 » تجلّى چه حاجت چراغ ز جام سخن بهر پايندگى * دهد خضر فكرم « 2 » مى زندگى بود كان معنى مرا زيردست * گَرَم نيست دُر « 3 » ، لعل سيراب هست [ اگر بحر معنى تهى شد ز دُر * ز دُر ابر « 4 » فيضش كند باز پُر ] « 5 » گل باغ او بود اگر « 6 » دل‌فروز * و ليكن بود حسن گل چند روز 665 جهان را دهد نور اگر « 7 » ماه بدر * نباشد چو ماه نواش جاه و قدر اگر ميوهء كهنه جان‌پرور است * ولى قدر نوباوه افزون‌تر است نباشد زر كهنه كامل عيار * كه « 8 » تقويم پارين نيايد به كار دُرى آمد از بحر فكرم به دست * كه قدر گهرهاى ديرين شكست « 9 » بهار سخن گر خزان شد رواست * خزان را بهارى « 10 » دگر در قفاست 670 مرا خامه سروى ز « 11 » باغ سخُن * نبيند گزند از « 12 » خزان سر و بُن هنوزم يكى گل شكفت از هزار * نهالم شود بعد از اين ميوه‌دار « 13 » به شعرش شود « 14 » شعر من توأمان * گرفت اين زمين را و آن آسمان ز كلك زرافشان سحر « 15 » آفرين * مرا دست موسى است در آستين « 16 » قلم را چو برنامه سازم « 17 » دلير * چو وحى است كآيد ز بالا به زير 675 ز وحى الهى دلم نكته‌سنج * فرو ريزد « 18 » از كان انديشه گنج از آن شد سر خامه‌ام نامه « 19 » ساى * كه تا « 20 » سجدهء شكرش آرد به جاى نى كلك من رُسته ز آب حيات * فلاطون وقت است و خُمّش دوات چو كِلك از دواتم سرى برزند * ازو « 21 » نكته‌هاى عجب سر زند
هامش
( 1 ) . چ : نور . ( 2 ) . چ : فكرت ؛ م : فكر خضرم . ( 3 ) . چ : گرم در سخن . ( 4 ) . چ : بحر . ( 5 ) . ت : ندارد ، متن براساس م افزوده شد . ( 6 ) . م : گر ؛ چ : گر بود . ( 7 ) . چ : جهان گر دهد نور از . ( 8 ) . ب : چو ؛ ت : كنار « كه » ، « چو » هم افزوده شده است . ( 9 ) . ب : اين بيت پس از بيت 670 آمده است . ( 10 ) . م و چ : ( ى ) . ( 11 ) . م : به . ( 12 ) . م : ( از ) . ( 13 ) . چ : نوبهار . ( 14 ) . ب ، م ، د و چ : شعرى بود . ( 15 ) . چ : جان . ( 16 ) . م ندارد ؛ ب : از اين بيت تا بيت 678 نيست . ( 17 ) . م و چ : سايم . ( 18 ) . م : برون آرم ؛ چ : برون ريزم . ( 19 ) . چ : نافه . ( 20 ) . چ : از . ( 21 ) . م : از آن .