تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
ورق‌هاى نظمم بود در شمار * صدف‌ها پر از گوهر شاهوار 680 نشانى كه بر دفتر از « 1 » مِسْطَر است * مرا سلك معنى پر از گوهر است « 2 » دوات من و خامه بىقال و قيل * عصاى كليم است و درياى نيل چو آرم عروس جهان « 3 » در كنار * خط و خال « 4 » نيلش كشم بر عذار مرا خامه ميلى بود سرمه‌ور * كه روشن كند چشم اهل نظر مرا ملك خسرو ز چابك رويست * صرير قلم نوبت خسرويست 685 چنين سرخوش « 5 » از جام جامى منم * در اين نظم دلكش نظامى منم سخن را چنين « 6 » پايه كردم بلند * كزو « 7 » لوح محفوظ شد بهره‌مند ز درس عُطارِد گرفتم سبق * كتاب فلك را گشادم ورق « 8 » ز انفاس عيسى مدد يافتم * به يك دم حيات ابد يافتم كلامم كزو مرده احيا گرفت * دم زندگى از مسيحا گرفت 690 به تاج سخن هركه شد سرفراز * چو خضر نبى يافت عمر دراز « 9 » سخن را در اين دير فانى بقاست * سخن جاودان است [ و ] باقى فناست « 10 » سخن از سپهر برين آمده * ز لوح و قلم بر زمين آمده سخن گر نبودى از اقليم جود * نه لوح آمدى بى « 11 » قلم در وجود سخن را مكان از مكان برتر است * سخن هرچه گويم از آن برتر است 695 چو جان با همه وز همه چهره‌پوش « 12 » * دل از وى خموش و زبان در خروش سخن گر نبودى ز شاهنشهان * نماندى نشان « 13 » و اثر در جهان چو رسم سخن انورى تازه كرد * ز سنجر جهان را « 14 » پرآوازه كرد ز نظم نظامىّ شيرين كلام * سكندر برآورد [ و ] پرويز نام 700 نگشتى اگر هاتفى سحرساز * لباس سخن را كه دادى طراز
هامش
( 1 ) . چ : از دفتر و . ( 2 ) . ب : از اين بيت تا بيت 685 نيست . ( 3 ) . م و چ : سخن . ( 4 ) . چ : خال و . ( 5 ) . چ : سير . ( 6 ) . ب ، م و چ : چنان . ( 7 ) . م : كز آن . ( 8 ) . ب : از اين بيت تا بيت 690 نيست . ( 9 ) . چ : سخن را در اين دير فانى . . . ( مخدوش است ) . ( 10 ) . چ : ندارد . ( 11 ) . ب ، م ، د و چ : نى . ( 12 ) . چ : چو جان همه وز همه پرده‌پوش . ( 13 ) . چ : نشانى نماند . ( 14 ) . ب ، م ، د و چ : جهانى .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 170 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى