تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
كه در دور كيخسرو و جم جناب * نبيند كسى فتنه ديگر به خواب شهى كآسمان برين خاك اوست * ز خورشيد دستى « 1 » به فتراك اوست درخشنده يا بى « 2 » ز اوج قبول * چراغ شبستان آل رسول 510 گلى تازه از باغ اقبال [ و ] بخت * پدر بر پدر صاحب تاج‌وتخت سكندرنشان شاه دارا شكوه * به احسان چو دريا به تمكين چو كوه « 3 » بدين تازه‌رويى گلى از نخست * ز گلزار آل محمّد نرست « 4 » ز آل على شاه يوسف جمال * چو شاخ گلى بر سرش تاج آل بود مهر از آن ديدهء انورش « 5 » * كه رويد به مژگان غبار درش « 6 » 515 [ به پابوس او تخت را احتياج * به فرق سرش آرزومند « 7 » ، تاج ] « 8 » جوان و جوان‌بخت « 9 » روشن‌ضمير * كمر بسته در خدمتش چرخ پير فلك در جوانىّ او بست « 10 » دل * كه دولت ز پيران بود « 11 » منفصل « 12 » [ اگر حاضر است و اگر غايب است * چو شير خدا بر همه غالب است ] « 13 » سلاطين ز توقيع او بهره‌مند * چو سيّاره از آفتاب بلند 520 بر اهل جهان فيض‌گستر مقيم « 14 » * كه ملكش كثير است و خلقش عظيم همه لطف و احسان همه مردميست * به سيرت فرشته به شكل آدميست حريم دل اهل دردش مطاف « 15 » * سزد گر كند كعبه او را طواف به هر دم ز بس كِش « 16 » نظر بر دل است * هزاران حج اكبرش حاصل است مراعات خلق خدا كار اوست * در اين كار لطف خدا يار اوست 525 چو او كام‌بخشى نيامد « 17 » به جود * ز كتم عدم سوى مصر « 18 » وجود دو صد كاروان گر رسد بىشكى « 19 » * ز كنعان چو يوسف نباشد « 20 » يكى
هامش
( 1 ) . م : كه خورشيد و كرسى . ( 2 ) . م ، د و چ : ماهى . ( 3 ) . چ : اين بيت با بيت پيشين ، پس و پيش شده است . ( 4 ) . چ : لت‌هاى اين بيت پس و پيش شده است . ( 5 ) . چ : روشنش . ( 6 ) . م : ندارد . ( 7 ) . چ : پدر بر پدر صاحب تخت و . ( 8 ) . ت : ندارد ، متن براساس م افزوده شد . ( 9 ) . م و د : جوان مرد . ( 10 ) . د : پشت ( ؟ ) . ( 11 ) . د و چ : شود . ( 12 ) . م : ندارد . ( 13 ) . ت : ندارد ، متن براساس م افزوده شد . ( 14 ) . م و د : لطفش عميم . ( 15 ) . چ : روشن مصاف ( ! ) . ( 16 ) . چ : كند بس . ( 17 ) . م ، د و چ : نيايد . ( 18 ) . م و د : قصر . ( 19 ) . چ : پيشگى ( ! ) . ( 20 ) . م و چ : نيايد ؛ د : نبايد .