تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
ز جام صبوحى مرا بنده كن * به هنگام [ يا حىّ ] « 1 » دلم زنده كن 490 به من ده كه شب زنده دارم دمى * كه مستى دمى « 2 » بهتر از عالمى « 3 » بيا اى مغنّى منه دف ز كف * كه سرحلقهء اهل رازست « 4 » دف [ به آواز دف نغمه‌ساز آمدى * كه سرحلقهء اهل راز آمدى ] « 5 » چو دف بىسر و پايم از دور دون * نمىآرم از روز « 6 » خود سر برون مرا سينه چاك از غم دوستى * چو دف مانده بر استخوان پوستى 495 بيا ساقى اى « 7 » لعلت آرام دل * مرا از مى لعل ده كام دل كه از زلف [ و ] لعلت دلم شد ز دست * پريشانم و مست « 8 » و هم « 9 » مىپرست چو زلف تو عكس افكند در شراب * نمايان شود شصت ماهى در آب مرا نقل [ و ] مى لعل ميگون توست * دلم عاشق و مست [ و ] « 10 » مفتون توست چنان كن كرم جام گلگون دهى « 11 » * كه نقل من از باده افزون دهى « 12 » 500 مغنّى ز زلفت بتابم بسى * چو تار تو در « 14 » اضطرابم بسى ز تار آن‌چنان نغمه را كن بلند * كه ناهيد را آورى « 15 » در كمند ز تار غجك فتنه انگيختى * دلم را ز مويى درآويختى چو مويى شد از لاغرى « 16 » پيكرم * هنوز آرزوى خطت در سرم بيا ساقى اى « 17 » چشم شوخت بلا * به زنجير زلفت دلم مبتلا 505 ز « 18 » چشم و لب و زلفم افسانه كن * مرا مى ده و مست و ديوانه كن شكيبم « 19 » مبر « 20 » از دل و دل ز دست * مشو فتنه‌انگيز از « 21 » چشم مست
هامش
( 1 ) . ت و د : ياجى ( ! ) متن براساس م نوشته شد . ( 2 ) . چ : ز مى . ( 3 ) . م ، د و چ : اين بيت با بيت پيشين ، پس و پيش شده است . ( 4 ) . م و د : مرا حلقه در گوش گردان ز ( چ : چو ) . ( 5 ) . ت : ندارد ، متن براساس م افزوده شد . ( 6 ) . م ، د و چ : كار . ( 7 ) . د : ساقيا . ( 8 ) . م و چ : مستم ؛ د : مستى . ( 9 ) . م ، د و چ : ( هم ) . ( 10 ) . چ : چشم ( عاشق چشم ) . ( 11 و 12 ) . م ، د و چ : و مى . ( 14 ) . د : بود ز ( ! ) . ( 15 ) . چ : آورم . ( 16 ) . م : شده لاغر . ( 17 ) . م و د : ساقيا . ( 18 ) . د : به . ( 19 ) . چ : شكستم ( ! ) . ( 20 ) . م : ببر . ( 21 ) . د : در .