ز جام صبوحى مرا بنده كن * به هنگام [ يا حىّ ] « 1 » دلم زنده كن
490 به من ده كه شب زنده دارم دمى * كه مستى دمى « 2 » بهتر از عالمى « 3 »
بيا اى مغنّى منه دف ز كف * كه سرحلقهء اهل رازست « 4 » دف
[ به آواز دف نغمهساز آمدى * كه سرحلقهء اهل راز آمدى ] « 5 »
چو دف بىسر و پايم از دور دون * نمىآرم از روز « 6 » خود سر برون
مرا سينه چاك از غم دوستى * چو دف مانده بر استخوان پوستى
495 بيا ساقى اى « 7 » لعلت آرام دل * مرا از مى لعل ده كام دل
كه از زلف [ و ] لعلت دلم شد ز دست * پريشانم و مست « 8 » و هم « 9 » مىپرست
چو زلف تو عكس افكند در شراب * نمايان شود شصت ماهى در آب
مرا نقل [ و ] مى لعل ميگون توست * دلم عاشق و مست [ و ] « 10 » مفتون توست
چنان كن كرم جام گلگون دهى « 11 » * كه نقل من از باده افزون دهى « 12 »
500 مغنّى ز زلفت بتابم بسى * چو تار تو در « 14 » اضطرابم بسى
ز تار آنچنان نغمه را كن بلند * كه ناهيد را آورى « 15 » در كمند
ز تار غجك فتنه انگيختى * دلم را ز مويى درآويختى
چو مويى شد از لاغرى « 16 » پيكرم * هنوز آرزوى خطت در سرم
بيا ساقى اى « 17 » چشم شوخت بلا * به زنجير زلفت دلم مبتلا
505 ز « 18 » چشم و لب و زلفم افسانه كن * مرا مى ده و مست و ديوانه كن
شكيبم « 19 » مبر « 20 » از دل و دل ز دست * مشو فتنهانگيز از « 21 » چشم مست
هامش
( 1 ) . ت و د : ياجى ( ! ) متن براساس م نوشته شد .
( 2 ) . چ : ز مى .
( 3 ) . م ، د و چ : اين بيت با بيت پيشين ، پس و پيش شده است .
( 4 ) . م و د : مرا حلقه در گوش گردان ز ( چ : چو ) .
( 5 ) . ت : ندارد ، متن براساس م افزوده شد .
( 6 ) . م ، د و چ : كار .
( 7 ) . د : ساقيا .
( 8 ) . م و چ : مستم ؛ د : مستى .
( 9 ) . م ، د و چ : ( هم ) .
( 10 ) . چ : چشم ( عاشق چشم ) .
( 11 و 12 ) . م ، د و چ : و مى .
( 14 ) . د : بود ز ( ! ) .
( 15 ) . چ : آورم .
( 16 ) . م : شده لاغر .
( 17 ) . م و د : ساقيا .
( 18 ) . د : به .
( 19 ) . چ : شكستم ( ! ) .
( 20 ) . م : ببر .
( 21 ) . د : در .