تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
380 كند رخنه بتخانهء آب و گل * عمارت كند كعبهء جان و دل كمر تا به منع مى ناب بست * فلك ساغر ماه نو را شكست به دوران او شيشه در تاب شد * ز مى در درون زهره‌اش آب شد « 1 » صراحى دگر دل‌نوازى نكرد * زبانش به مجلس درازى نكرد از آن « 2 » رو بود زردرو آفتاب * كه هست از شفق ساغرش پرشراب 385 بود چاكرش مهر فرخنده‌بخت * كه شد صاحب تاج [ و ] شمشير و تخت « 3 » نبيند به سوى لب و چشم يار * كه اين « 4 » در شرابست و آن « 5 » در خمار شود از جم جام او در « 6 » عتاب * كه جامش نشان مىدهد از « 7 » شراب « 8 » علم‌هاى سبزش ستون سپهر * مه رايت « 9 » آيينهء ماه و مهر به دستش كه تيغ ظفر پيكريست * به تسخير « 10 » عالم عجب جوهريست 390 سمندش كه جان را تسلّى بود * بود طور و شاهش تجلّى بود زمينى « 11 » كه بر وى شود جلوه‌گر * دهد خار و « 12 » خارش گل و گل ثمر چو « 13 » در روز كين پَر به سر برزند « 14 » * هماى ظفر بر سرش پر زند « 15 » چو زيور پذيرد پَر « 16 » افسرش * سليمان و هدهد بود بر سرش نگردد نهان « 17 » در زره روز جنگ * كه در چشمه‌ساران نگنجد نهنگ 395 كف از تيغ كينش نشد بهره‌ياب * كه درياچه محتاج يك قطره آب
هامش
( 1 ) . ب : ندارد . ( 2 ) . ب : ازو . ( 3 ) . چ : اين بيت پس از بيت 386 آمده است . ( 4 و 5 ) . د : پس و پيش شده است . ( 6 ) . ب : شود از جم و ياد او در ؛ د : شود خشم يادآورد از ؛ چ : شود از جم و نام در . ( 7 ) . ب و م : در . ( 8 ) . م : اين بيت و بيت پيشين نيست . ( 9 ) . م : بر آيات ؛ چ : همه رايت و . ( 10 ) . چ : به تحسين . ( 11 ) . چ : نبينى ( ! ) . ( 12 ) . م : ( و ) . ( 13 ) . م و د : نه . ( 14 و 15 ) . م و د : برزده . ( 16 ) . م : چو زيور به پر برزند ؛ د : چو زيور پذيرند از ؛ چ : چو زيور پذيرد ز سر . ( 17 ) . چ : از آن .