تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
سپهر برين مجمر زر شده * سواد شبش عنبر تر شده در اين شب براقى ز چرخ برين * عنان بر كف آورد روح الامين 185 براقى چو خنگ فلك تيزدو * چو گلگون اشك از نظر تيزرو ز برق درخشان شتابنده « 1 » تر * شتابنده‌تر بود و تابنده‌تر همايون هماى پرى پيكرى * كه در « 2 » جلوه هر تار مويش پرى چو رخش فلك « 3 » چابك و تيزگام * يكى [ گام او ] « 4 » ملك هستى تمام به جولانگرى جز « 5 » دو كا « 6 » مش نبود * يكى در عدم ديگرى « 7 » در وجود 190 عنان گرنه فرمانبرش ساختى * ز ميدان عالم برون تاختى ز رفتار او « 8 » باد را انفعال * به فرسنگ‌ها مانده [ ه ] از وى « 9 » خيال به تندى ز صرصر فزون پايه‌اش « 10 » * نديده زمين گاه تك « 11 » سايه‌اش فتادى اگر سايه‌اش در گذر * نرفته ز جاى آمدى از سفر به رفتن چو عمر عزيزش « 12 » هوس * چه « 13 » عمرى كه باز آمدى در نفس 195 خروش رحيل « 14 » از « 15 » سپهر برين * شنيدى چو بازآمدى از « 16 » زمين به جايى كه آينده خواهد سفر * ز سال گذشته رسد بيشتر به يك ساعت آن پيك « 17 » فرخنده پى * فضاى « 18 » ازل تا ابد كرده طى چو كوهش درنگ [ و ] چو بادش شتاب * به گرمى چو آتش به نرمى چو آب شبستان روحانيان روز كن * شب تيره را روز « 19 » فيروز كن 200 رسانيد از حق نبى را سلام * كه امشب سوى عرشيان كن خرام « 20 »
هامش
( 1 ) . چ : درخشنده . ( 2 ) . ب و چ : گهى ؛ م و د : ( در ) . ( 3 ) . ب : نقش نظر ؛ م و د : پيك نظر ؛ چ : نظر . ( 4 ) . ت مخدوش است ، متن براساس ب نوشته شد . ( 5 ) . چ : يك . ( 6 ) . د : ( گا ) . ( 7 ) . م و د : ديگرش . ( 8 ) . م و د : آن . ( 9 ) . د : به فرسنگ مانده ز گردش . ( 10 ) . د : مايه‌اش . ( 11 ) . د : هيچ‌گه . ( 12 ) . م و د : چو عمر عزيزش به رفتن . ( 13 ) . د : چو . ( 14 ) . چ : خروشد ز خيل ؛ م : رحيلش . ( 15 ) . م : ( از ) . ( 16 ) . م ، د و چ : بر . ( 17 ) . ب ، م ، د و چ : رخش . ( 18 ) . چ : فضا از . ( 19 ) . ب : شب قدسيان صبح . ( 20 ) . د و چ : مقام ؛ ب : اين بيت با بيت پيشين ، پس و پيش شده است .