تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩

[ نعت ساقيان كه قرص رخشان مهر از پرتو جلالشان سايه و سرير دلپذير سپهر معراج كمالشان را پايه « 1 » ]

گهر ريز اين كلك سحرآزماى * ز نعت محمّد رسول خداى 115 سپهر وفا بحر احسان و « 2 » علم * جهان كرم كوه انصافِ [ حلم ] « 3 » محمّد كه رَشح بقا جام اوست * جهان روشن از پرتو نام اوست بود ميم او چشمهء آفتاب * وز آن چشمه ، چشم فلك نورياب بياض وى از عين رخشندگى * بود خو « 4 » ش‌تر از چشمهء زندگى ز سر حلقهء ميم او تا به پاى * دهانيست گويا [ به حمد ] « 5 » خداى 120 ز حايش كه دل را بود صد فتوح * مدار حيات « 6 » است و انجام « 7 » روح پس از حاى او ميم « 8 » عنبر سرشت * بود غنچهء هشت « 9 » باغ بهشت قدمگاه از « 10 » تاج دين‌پروران * وز آن ديده سرمايه دولت‌سران در « 11 » اين صفحهء لاجورد آنچه هست * به آرايش نام او نقش بست نهان مُهر اقبال در مشت « 12 » او * شده حلقهء خاتم انگشت او 125 ازو حجّت دين مكمّل شده * به مُهر نبوّت مسجّل شده « 13 » رسول عرب شاه امّى لقب * دليل عجم رهنماى عرب بهشت برين لالهء باغ او * جهان روشن از نور « ما زاغ » او به اكرام خاص و به فضل عميم * شفاعت كن « 14 » روز امّيد [ و ] بيم چراغى كه شد ديده « 15 » را عين نور * چه نورى كزو چشم بد باد دور 130 در انگشت او خاتم سرورى * قوى پشتش از مُهر پيغمبرى
هامش
( 1 ) . ت و م : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد ؛ د : صفت آفتابى كه قرص رخشان مهر از پرتو جمالش سايه‌ايست و سرير دلپذير سپهر از معراج كمالش پايه صلى اللّه عليه و آله ؛ چ : نعت آفتاب كه قرص مهر رخشان از پرتو جلال او سايه‌ايست و سرير دلپذير سپهر از معراج كمالش پايه . ( 2 ) . ب : ( و ) . ( 3 ) . ت ، م ، د و چ : علم ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 4 ) . م : ( خو ) . ( 5 ) . ت : محمّد ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 6 ) . د : جهان . ( 7 ) . م و د : آرام . ( 8 ) . ب : قسم ( ! ) . ( 9 ) . چ : هفت . ( 10 ) . ب ، م ، د و چ : او . ( 11 ) . ب : بر . ( 12 ) . چ : پشت . ( 13 ) . د : ندارد . ( 14 ) . ب ، د و چ : گر . ( 15 ) . م : دين ( ! ) .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 139 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى