[ نعت ساقيان كه قرص رخشان مهر از پرتو جلالشان سايه و سرير دلپذير سپهر معراج كمالشان را پايه « 1 » ]
گهر ريز اين كلك سحرآزماى * ز نعت محمّد رسول خداى
115 سپهر وفا بحر احسان و « 2 » علم * جهان كرم كوه انصافِ [ حلم ] « 3 »
محمّد كه رَشح بقا جام اوست * جهان روشن از پرتو نام اوست
بود ميم او چشمهء آفتاب * وز آن چشمه ، چشم فلك نورياب
بياض وى از عين رخشندگى * بود خو « 4 » شتر از چشمهء زندگى
ز سر حلقهء ميم او تا به پاى * دهانيست گويا [ به حمد ] « 5 » خداى
120 ز حايش كه دل را بود صد فتوح * مدار حيات « 6 » است و انجام « 7 » روح
پس از حاى او ميم « 8 » عنبر سرشت * بود غنچهء هشت « 9 » باغ بهشت
قدمگاه از « 10 » تاج دينپروران * وز آن ديده سرمايه دولتسران
در « 11 » اين صفحهء لاجورد آنچه هست * به آرايش نام او نقش بست
نهان مُهر اقبال در مشت « 12 » او * شده حلقهء خاتم انگشت او
125 ازو حجّت دين مكمّل شده * به مُهر نبوّت مسجّل شده « 13 »
رسول عرب شاه امّى لقب * دليل عجم رهنماى عرب
بهشت برين لالهء باغ او * جهان روشن از نور « ما زاغ » او
به اكرام خاص و به فضل عميم * شفاعت كن « 14 » روز امّيد [ و ] بيم
چراغى كه شد ديده « 15 » را عين نور * چه نورى كزو چشم بد باد دور
130 در انگشت او خاتم سرورى * قوى پشتش از مُهر پيغمبرى
هامش
( 1 ) . ت و م : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد ؛ د : صفت آفتابى كه قرص رخشان مهر از پرتو جمالش سايهايست و سرير دلپذير سپهر از معراج كمالش پايه صلى اللّه عليه و آله ؛ چ : نعت آفتاب كه قرص مهر رخشان از پرتو جلال او سايهايست و سرير دلپذير سپهر از معراج كمالش پايه .
( 2 ) . ب : ( و ) .
( 3 ) . ت ، م ، د و چ : علم ( ! ) متن براساس ب نوشته شد .
( 4 ) . م : ( خو ) .
( 5 ) . ت : محمّد ( ! ) متن براساس ب نوشته شد .
( 6 ) . د : جهان .
( 7 ) . م و د : آرام .
( 8 ) . ب : قسم ( ! ) .
( 9 ) . چ : هفت .
( 10 ) . ب ، م ، د و چ : او .
( 11 ) . ب : بر .
( 12 ) . چ : پشت .
( 13 ) . د : ندارد .
( 14 ) . ب ، د و چ : گر .
( 15 ) . م : دين ( ! ) .